|
اينجا و آنجا:مقايسه اي ما بين وضع پژوهش ما و آنها! /بهزاد ذوالفقاري*
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
- قاف: دکتر بهزاد ذوالفقاري تجربه ارزنده اي در زمينه پژوهش دانشگاهي و آموزش آن دارد. با توجه به سابقه حضور ايشان در مراکز تحقيقاتي داخل و خارج کشور از ايشان خواستيم وضعيت محيط پژوهشي دانشگاههاي ايران و اروپا را به اجمال مورد مقايسه قرار دهد. دوست عزيزم گفته است که فکر کنم و مقايسه اي مابين وضع پژوهش اينجا و آنجا (!) انجام بدهم. خوب چه چيزش را بايد مقايسه کرد؟ فرايندش را يا فراورده اش را؟ فراورده اش که کاملا واضح است. اما ببينيد دهها هزار هيات علمي، ميليونها دانشجو، هزاران دانشجوي تحصيلات تکميلي محصولشان چيست؟ و آيا نسبت اين ميزان توليد علمي به هزينه ها قابل قبول است؟ جواب اين سوال را نمي دانم!... البته يک چيز واضح است، اينکه اينجا نسبت توليدات علمي به آدمهاي درگير بسيار کم و غير قابل قبول است. بسياري از آدمهاي به ظاهر درگير ما مشغله توليد علمي به معناي واقعي کلمه ندارند. به هر حال فکر مي کنم قرار نبوده است که حاصل را مقايسه کنيم و دوست عزيزم تفاوت بارز دو محيط را به عنوان پيش فرض پذيرفته اند! اما مي خواهم تاکيد کنم که در اولين نگاه به فرايند ها، اينجا به صاحبان فرايندي بر مي خوريم که واقعا يا فرايند را از خود نمي دانند يا در مورد فرايند اطلاعي ندارند يا به شکلي اشتباه درگير فرايند شده اند. پس در اولين مقايسه شما به کيفيت نيروي انساني بر مي خوريد. هيات علمي ما به ويژه از نظر کيفي دچار فقر علمي واضح است. اين حرفي درشت است که بسياري همکاران عزيزم آن را بر نمي تابند اما اين واقعيت تلخ را بايد پذيرفت. بويژه بايد پذيرفت که در بعد تواناييهاي علمي با ضعف گسترده اي روبرو ايم و بسياري هم که توانايي لازم را دارند به علت کمبود انگيزه اولويت کاري خود را در جاي ديگري جستجو مي کنند. به عبارت ديگر زندگي حرفه اي علمي جايگاهي در عرصه اجتماعي و علمي کشور نيافته است. بر خلاف طرف مقابل که چنان اين جايگاه برايشان مشخص ، رفيع و بارز است که براي بدست آوردن آن بايد جنگي تمام عيار را پشت سر بگذاري و اگر بدان دست يافتي براي حفظ آن بايد همواره در آماده باش باشي. البته مزاياي درخور و شايسته اي هم در کنار اين تلاش براي شما متصور است. پس به عبارت ديگر در اولين نگاه نبود ديدگاه و جايگاه حرفه اي در بين اعضاي هيات علمي بارزترين تفاوت دو محيط مي باشد. تفاوت بعدي به دانشجويان بر مي گردد. دانشجويان ايراني نسبت به همگنان خارجي شان سخت کوش، تلاشگر و فارغ از بسياري از مشغله هاي ذهني مي باشند. اما تفاوت بارزي در نحوه نگاه آنها به چشم مي خورد. دانشجويان ايراني از دو چيز رنج مي برند. اول نبود انگيزه لازم است. به عبارت ديگر آنها بر اين باورند که تلاش آنها پاسخي درخور و شايسته در اجتماع نمي يابد. نظام پاداش و تنبيه وجود ندارد. در مواردي هم که وجود دارد به شدت بيمار است و تحت تاثير جذابيت هاي سياسي و اقتصادي و نسبت به شرايط مملکت دچار تکانه هاي شديد مي شود. اين نظام پاداش و تنييه نه تنها کارامدي لازم را ندارد در بسياري موارد به يک ضد ارزش تبديل مي شود. مشکل يا بهتر بگويم بيماري دوم به همان مشکل اول باز مي گردد! فرصت سوزي و خسته سازي نيروهاي جوان به علت توانايي نسبتا کم سيتمي که بايد هدايت آنها را بر عهده داشته باشد باعث ايجاد فضاي خالي از پرسش و پرسشگري مبتني بر محفوظات براي دانشجويان مي شود. آن دسته دانشجوياني که دغدغه بيش دانستن و بيش انجام دادن دارند کمتر فرصت پيدا مي کنند که تحت هدايت فرهيختگاني قرار گيرند که وجهه همت آنها آموزش و پرورش اين دانشجويان به صورت ويژه باشد. حال آنکه در نظام علمي غرب همه نه تنها وظيفه خود را مي دانند و توانايي انجام آن وظيفه را دارند، بلکه مجبورند در راستاي وظيفه خود تلاش کنند؛ چرا که در غير اينصورت به راحتي کنار گذاشته مي شوند. در کنار عامل نيروي انساني تجهيز و تدارکات مربوط به آن هم نقشي ويژه در پژوهش دارند. در اين بخش نيز ما با مشکلات خاص خود روبرو هستيم. واقعيت آن است که در بسياري موارد ما حتي توانايي به کار گيري تجهيزات موجودمان را نداريم. من بر اين باورم که از جهت موجودي امکانات و تجهيزات چندان عقب نيستيم اما از نظر به کارگيري و نگهداري قصه اي متفاوت در پيش رو ست!
*دکتراي داروسازي و PhD فارماکوگنوزي،عضو هيات علمي دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشکي اصفهان |