|
اين علم زاده سرزمين من نيست /بهراد نوعدوست
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
چرا ما دانشگاههاي برجسته اي نداريم؟ چرا استادان برجسته اي که بدانند چطور سوالات اساسي طرح کنند نداريم؟(1) چرا دانشمندان ما سوالات مهمي براي پاسخ دادن ندارند؟ چرا دانشگاههاي ما خالي از خلاقيت و نوآوري است؟ چرا اساتيد مسن معمولا به جاي اينکه معدن دانش باشند به عنوان عقب افتاده هاي از قافله علم شناخته مي شوند؟ بي گمان مي توان فهرست بلند بالايي از مشکلات و موانع پژوهش در ايران نام برد. احتمالا قسمتي از مشکل ، و شايد قسمت بزرگي از آن، در بودجه هاي کم پژوهشي باشد. طبق يک ديدگاه(2)،زماني که ما از سطح آستانه بودجه تحقيقاتي عبور کنيم آبشار تحقيقاتي ما به راه مي افتد و مرحله به مرحله هم خود را تقويت مي کند. با اينکه اين نظريه مي تواند درست باشد (و احتمالا از نگاه مديريتي به سيستم هم مي تواند بهترين دستورالعملي باشد که بايد سرلوحه تلاشهاي مديران پژوهشي ما باشد) ولي اين مقاله در پي آنست که مشکلي ديگر را باز شکافي کند. مشکلي که به اعتقاد نگارنده باعث شده مختصر بودجه تحقيقاتي فعلي نيز فقط منجر به جرقه هايي گذرا گردد که هيچگاه نتوانسته ماندگار بماند. اتفاقي که مي افتد معمولا شبيه به هم است. استاد جواني که يکي از تکنيکهاي به روز دنيا را فرا گرفته به کشور بر مي گردد. به هزار در مي زند تا تکنيکي را که آموخته در ايران راه اندازي کند. بالاخره پس از مدتي موفق مي شود. بودجه اي را فراهم مي کند و بسته به بضاعت علمي خود و همکارانش چند مقاله متوسط و عالي هم چاپ مي کند. حتي اين تيتر هم بين همه مشترک است "دانشمندان جوان ايراني با استفاده از آخرين و پيشرفته ترين روشهاي علمي موفق شدند ...." . ولي وقتي وارد آزمايشگاهها مي شويم در و ديوارها فرياد مي کشند که اينجا چيزي اشتباه شده. اگر در يک آزمايشگاه علوم تجربي کار مي کنيد اين صحنه ها برايتان بسيار آشناست: - محققي که منتظر رسيدن دستگاه ... است و در چند ماه گذشته فقط منتظر بوده. - محققي که دستگاه ... اش خراب شده و کسي نيست که آنرا برايش درست کند. - استاد موفقي که نشان داده داروي الف بر روي ... اثر دارد و حالا دارد داروي ب را آزمايش مي کند. - استادي که همه مي دانند در جمع آوري و تحليل داده ها بي دقت است و در بين حرفها گاهي مي شنوي که فلاني داده هايش ساختگي است. (به خودت هزار بار مي گي يک جاي کار غلطه، يه چيزي سر جاش نيست، تجزيه ش درسته ولي ترکيبش ....) باز هم همان حکايت هميشگي.... آزمايشگاههاي ما به سرعت به رکود کشيده ميشوند، پژوهشها هميشه در خطر توقف به خاطر مشکلات فني هستند و محققين سعي ميکنند تا حد امکان از روي يک مدل موفق رونويسي کنند. هدف چاپ مقاله است.(3) علم(4)را تعريف کرده ايم. عالم(5) را هم تعريف کرده ايم. حتي پيشرفت يک عالم را هم کمابيش درست تعريف کرده ايم ولي پيشرفت و پويايي علم را مغفول داشته ايم. يک نکته به اشتباه در ذهنها جا گرفته: پيشرفت عالم الزاما به معني پيشرفت علم نيست. آنچه در سياستگذاريها به عنوان معيار پيشرفت علم مورد توجه قرار مي گيرد تعداد مقالات دانشمندان است.اين معيار پيشرفت علم نيست. يا حداقل معيار مستقيمي نيست. معيار پيشرفت علم تعداد نوآوريهاي انجام شده است.(6) پويايي علم در پويايي پيدا کردن روشهاي جديد براي پاسخ به سوالات است. درست است که پيشرفت يک عالم بر اين اساس اندازه گيري مي شود که چه تعداد سوال را پاسخ داده ولي توسعه علم احتياج به خلق روشهاي علمي جديد دارد. وابستگي اين دو معيار پويايي علم و عالم به يکديگر کاملا قابل انتظار است ولي همانگونه که شاهديم سياستگذاريها به غلط توجه به پويايي دانشمندان را در مرکز توجه قرار داده اند. اينست که آزمايشگاه ها به چاپ مقالات شبيه به هم اثر داروي a و b و c... بر ... روي مي آورند، زمينه دروغپردازيهاي علمي باز مي شود، اساتيد نه تنها به استقبال نو آوري نمي روند بلکه عامدانه تلاش مي کنند سيستم را در حالت سکون فعلي نگاه دارند و ..... آنچه دانشمندان علوم تجربي ما را راکد مي کند ضعف تکنيکي است. بايد اين حقيقت تلخ را درک کنيم که اين علوم تجربي، زاده سرزمين ما نيستند. ما دانشمند داريم. حتي دانشمندان خوب هم داريم. کسانيکه منطق علم را درست درک کرده اند، نظريه پردازي مي کنند، مطالعات را به درستي طراحي مي کنند و به صورتي حرفه اي آنرا انجام مي دهند و گزارش مي کنند. ولي باز هم مي بينيم که چرخ پژوهش خشک مي گردد، هر بار دانشمند جواني تکنيک جديدي را همراه مي اورد يا بودجه از غيب رسيده اي وارد سيستم مي شود چرخ قژوقژي مي کند ولي دوباره ديري نمي گذرد که به وضع سابق بر مي گردد. اين علومي که دانشمندان ما به آن مي پردازند بومي ما نيستند. صرف استفاده از يک علم و روشهاي آن باعث شکوفايي آن علم نميشود. سيستم فعلي پژوهشي کشور توجه به توسعه علم (نو آوري فني) را مغفول گذاشته و توسعه عالم (کميت و کيفيت مقالات فرد) را هدف قرار داده است. سيستم هدايت تحقيقات از دانشمندان تغيير دادن روش و نوآوري نمي خواهد. محقق هم تا وقتي با روش موجود مي تواند کار کند کار مي کند. بعد يا بايد منتظر باشد که روش جديدي از آنسوي آبها برسد يا اينکه کم کم پژوهش را بگذارد کنار و ... عاقبت را که ديده ايم در گروههاي دانشکده ها. در سطح کلان هم مي شود فناوري وابسته و تحقيقات درجه چندم و نسخه برداري شده. تنها خلاقيتي که با ارزش باقيمانده اينست: نگاه کني ببيني با اين روش عاريه اي چه کاري در سرزمين مادري آن انجام نشده و شانس آورده اي که در طي اين چند سال از نگاه خود آنها دور مانده. تمام. به اين مي گوييم يک تحقيق با کيفيت. اينست که فقط شاهد جرقه هايي هستيم که به زودي خاموش ميشوند يا به ورطه تکرار ميافتند. جمع بندي اينکه توجه بيمارگونه به چاپ مقاله باعث غفلت از نوآوريهاي فني و تلاش در جهت بومي کردن فن آوريهاي عاريه اي و ابداع روشهاي جديد شده است. اين نوع نگاه باعث شده تحقيقات تجربي در کشور ما هميشه نسخه ضعيف کشورهاي اروپايي و آمريکا باشد. اينکه چه بايد کرد نيازمند نظرات خبرگان پژوهش است ولي بي شک نيازمند برخوردي چند وجهي در زمينه هاي مديريتي، آموزشي وپشتيباني است. بعضي راهکارهاي ممکن را ميتوان چنين بر شمرد: - مديريت کلان پژوهشي: تغيير معيارهاي ارزشگداري سيستمهاي تحقيقاتي از توجه به پيشرفت عالم به سمت توجه به پيشرفت علم. يکي از مهمترين مشخصه هاي چنين سيستمي اهميت قايل شدن براي patent ها و نو آوري ها است. - مديريت پژوهشي جزء: درک اهميت ارتفا فني توسط اساتيد. اساتيد ما بايد درک کنند که پويايي آزمايشگاههاي آنها در ابداع روشهاي جديد است. اگر به خلاقيت تکنيکي توجه نشود به رکود علم در سطح ملي و در ميان مدت به رکود فعاليتهاي علمي آزمايشگاهها و انجام کارهاي تکراري مي انجامد. - مديريت آموزشي: مديريت افزايش دانش فني دانشجويان: دانشجوي دکترا بايد تمام وسايل مورد نياز کار خود را به گونه اي بشناسد که بتواند روش کار را ارتقا دهد يا در صورت برخورد با مشکل در هر کدام از اجزا قادر به استفاده از خلاقيت خود براي يافتن راه هاي ديگر باشد. آموزش مسائل فني در حدي که بتواند به خلاقيت فني منجر شود و باعث بومي شدن دانش فني در بلند مدت شود. - مديريت پشتيباني: فراهم سازي حمايتهاي فني توسط دانشگاه ها: تسهيل دستيابي محققين به وسايل و مواد لازم براي خلاقيتهاي فني. با اينکه اين مساله به نظر دور از حيطه فعاليتي مديران تحقيقاتي به نظر مي رسد ولي با دقت در سيستمهاي تحقيقاتي مولد مي توان رد پاهاي اين تسهيلات را يافت: يک ليسانس الکترونيک ساده که 20 سال است در يک اطاق 12 متري در دانشگاه کار مي کند. کارمند دانشگاه هم نيست و درآمدش از ساختن و تعمير وسايل الکترونيکي براي گروهها و آزمايشگاه ها است. ولي تجربه اي که در اين 20 سال کسب کرده هيچ دکتراي الکترونيکي نمي تواند در اختيارتان قرار دهد. يا يک فروشگاه کوچک وسايل برقي، الکترونيکي و آزمايشگاهي که حتي اجاره محل کسبش را هم بايد به دانشگاه بدهد ولي نه تنها حضورش امور روزمره آزمايشگاهها را تسهيل مي کند بلکه تجربه سالها کارش به شما کمک مي کند ناياب ترين قطعه مورد نيازتان را پيدا کنيد.
(1)لينک (2)رضا منصوري، ايران 1427(عزم ملي براي توسعه علمي و فرهنگي)، انتشارات طرح نو، تهران،1383 (3)و اين جمله را هم تکرار مي کنيم که:Publish or perish (4)Science refers to a system of acquiring knowledge based on the scientific method, as well as to the organized body of knowledge gained through such research (5)A scientist is an expert in at least one area of science who uses the scientific method to do research. (6)آنچه همه به عنوان Patent مي شناسيم. |