|
آيا دانشگاههای ما می توانند به رتبه ای کمتر از دويست در نظامهای رتبه بندي جهاني دست يابند؟ نگاهی به جايگاه دانشگاه علوم پزشکی تهران و تهران در نظام رتبه بندی دانشگاهی تايمز (THS-QS) پیام کبیری*
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
رتبه بندي دانشگاهها ومراکز آموزش عالي در کشورها با هدف سنجش عملکرد دانشگاهها و به کارگيري نتايج آن در جذب دانشجويان و کسب منابع مالي جديد صورت ميگيرد. اين رتبه بنديها در سطوح ملي، منطقه اي، قاره اي و يا جهاني صورت ميگيرد. تاکنون بيش از 25 نظام رتبه بندي جهاني متفاوت ارائه شده است که هريک مزايا و معايب خود را دارد. درميان اين نظامها، چهار شيوه رتبه بندي تايمز در انگلستان به عنوان قديمي ترين نظام رتبه بندي، نظام رتبه بندي دانشگاه شانگهاي چين، رتبه بندي وبومتريک آزمايشگاه تحقيقاتي Cybermetric اسپانيا و در نهايت رتبه بندي دانشگاههاي جهان اسلام (OIC) طراحي شده توسط سازمان کنفرانس اسلامي، وجود دارند. نظام رتبه بندي ويژه اي نيز در کشور، براي دانشگاههاي علوم پزشکي وجود دارد که براساس آن اين دانشگاهها ساليانه ارزيابي و رتبهبندي ميشوند. در ارزيابیهای صورت گرفته نظام رتبه بندی دانشگاهی تايمز THS-QS، دانشگاه علوم پزشکی تهران و تهران توانسته اند درسالهای متوالی، رتبه های متفاوتی کسب کنند؛ به گونه اي که در سال 2007 رتبه 539، در سال 2008 رتبه ای بين 401 تا 500 و در سال 2009 رتبه 368 دنيا را کسب کرده اند. با نگاهی به نتايج ارزيابی سال 2009 مجموعه تايمز THS-QS، می توان دريافت که دانشگاه هاروارد اول و دانشگاه Rice از امريکا در رتبه يکصدم و دانشگاه Twenete از هلند در رتبه دويستم دنيا قرار گرفته اند.  برای آنکه امکان مقايسه بهتر فراهم شود، لازم است به دو دانشگاه ديگر مجاور رتبه های 100 و 200 نظام رتبه بندی THS-QS، نيز توجه شود. دانشگاه اندونزی (University of Indonesia) با رتبه 201 از آسيا دانشگاه مناسبی برای مقايسه ی بين قاره ای است و دانشگاه ليدز (University of Leeds) با رتبه 99 به عنوان يک دانشگاه نسبتا معروف در زمينه علوم پزشکی نيز دراين رتبه بندی جايگاه ويژه ای دارد. چنانچه تعداد مقالات و ارجاعات دانشگاه علوم پزشکی تهران و تهران با دو دانشگاه Rice از امريکا در رتبه يکصدم و دانشگاه Twente از هلند در رتبه دويستم دنيا مقايسه شود جدول زير بدست می آيد. دراين جدول ملاحظه میشود که فاصله ما با دانشگاه دويستم رتبه بندی زياد نبوده و از نظر اين شاخص، اين رتبه دست يافتنی است. جدول 1: مقايسه فراواني مقالات و ارجاعات صورت گرفته به مقالات منتشرشده دانشگاه علوم پزشکي تهران و دانشگاه تهران با دانشگاههای رتبه اول، يکصدم و دويستم دنيا در مجموعه Scopus در رتبه بندی سال 2009 تايمز THS-QS
رتبه دانشگاه | نام دانشگاه | کشور | تعداد مقالات 5 ساله در Scopus | تعداد ارجاعات به مقالات 5 ساله اخير Scopus | تعداد اعضاي هيئت علمي | نسبت ارجاع به عضو هيئت علمي | نسبت ارجاع به مقاله | 99 | دانشگاه ليدز | انگلستان | 14702 | -* | 2655 | - | - | 100 | دانشگاه Rice | آمريکا | 6254 | 66343 | 772 | 85/9 | 10/61 | 200 | دانشگاه Twente | هلند | 6193 | 37403 | 1000 | 37/4 | 6/04 | 201 | دانشگاه اندونزی | اندونزی | 549 | 2093 | 4321 | 0/48 | 3/81 | 368 | دانشگاه علوم پزشکي تهران و دانشگاه تهران | ايران | 11359 | 31030 | 3243 | 9/6 | 2/73 |
* ازآنجائيکه مجموعه Scopus درهربار فقط قادر به محاسبه استنادات انجام شده به حداکثر 2000 عنوان مقاله است و شمار مقالات دانشگاه مذکور 174750 مقاله است، هنوز امکان محاسبه آن فراهم نشده و درجريان است!
جالب است که تعداد مقالات دانشگاه علوم پزشکی تهران و تهران با رتبه 368، تقريبا دو برابر تعداد مقالات دانشگاههای Rice و Twente است؛ درحالي که ارجاعات دانشگاه Rice دوبرابر دانشگاه علوم پزشکی تهران و تهران و دانشگاه Twente کمی بيشتر از ماست. همچنين مقايسه بين دانشگاهی شاخص های نسبت ارجاع به عضو هيئت علمي (Citation/Faculty) و نسبت ارجاع به مقاله (Citation/Paper) هم درجدول فوق قابل توجه است. جالب است که علیرغم نسبت پايين Citation/Faculty دانشگاه اندونزی، شاخص Citation/Paper اين دانشگاه از ما بالاتر است (کم گوی و گزيده گوی چون درٌ!) جدول 2 اطلاعات اعضای هيات علمی و دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي تهران و دانشگاه تهران و دانشگاههای رتبه اول، يکصدم و دويستم دنيا در رتبه بندی سال 2009 تايمز THS-QS را نشان میدهد.
جدول 2: اطلاعات اعضای هيات علمی و دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي تهران و دانشگاه تهران و دانشگاههای رتبه اول، يکصدم و دويستم دنيا در رتبه بندی سال 2009 THS-QS
رتبه دانشگاه | نام دانشگاه | کشور | تعداد اعضاي هيئت علمي | تعداد اعضاي هيئت علمي خارجي | تعداد کل دانشجويان | تعداد کل دانشجويان خارجي | 1 | دانشگاه هاروارد | آمريکا | 3788 | 1197 | 29900 | 3561 | 100 | دانشگاه Rice | آمريکا | 772 | 72 | 5061 | 702 | 200 | دانشگاه Twente | هلند | 1000 | 230 | 8899 | 1313 | 368 | دانشگاه علوم پزشکي تهران و دانشگاه تهران | ايران | 2343 | 39 | 39240 | 424 |
دستيابی به جايگاه دويستمين و يا يکصدمين دانشگاه دنيا، راهکارها و رويکردها به نظر میرسد درصورت وقوع شرايطی دستيابی به رتبه دويستمين دانشگاه دنيا با يک برنامه ريزی مشخص، هدفدار و نظام مند امکانپذير است. برخی استراتژیهای پيشنهادی دراين مورد عبارتند از: 1. در سالهاي اخير روند توليدات علمي کشور با شتاب قابل توجهي رو به رشد و فزوني گذاشته است. به طوري که رشد مقالات علمي کشور حد فاصل سالهاي 1996 تا 2006 از رشدي 300% برخوردار بوده و در مورد ارجاعات به مقالات ايراني منتشر شده در ISI نيز رشدي 500% را تجربه کردهايم و نيز ميزان مشارکت کشور در توليد علم جهاني در سال 2006 نسبت به سال قبل 12% رشد داشته است. به نظر ميرسد که بايستي همچنان عوامل تشويقکننده و نيز الزامآور اعضاي هيئت علمي و پژوهشگران خصوصا دانشجويان مقاطع تحصيلات تکميلي را براي نگارش مقاله، خصوصا مقالات با کيفيت که احتمال دريافت ارجاع را دارند را طراحي و بهکار گرفت. در اينميان فرايند اخذ پايه ترفيع ساليانه اعضاي هيئت علمي و نيز ارتقا درجه و رتبه علمي ايشان و نيز فرايند تشويق مادي مقالات از جمله مکانيسمهاي موثر در اين موردند. تخصيص مبالغ موثر در ايجاد انگيزه در افراد براي حقالتحقيق و نيز برگزاري دورههاي آموزشي مقاله نويسي و ساير دوره هاي مرتبط نيز در اين ميان نيز بيتاثير نيست. 2. در نظام رتبه بندي تايمز 60% وزن معيارها را شاخص برونداد پژوهشي دانشگاه شامل تعداد ارجاعات به مقالات به اعضاي هيئت علمي دانشگاه تشکيل داده است. متاسفانه اکثر مقالات منتشر شده توسط پژوهشگران کشور در مجلات داخلي منتشر مي شوند که در نمايه نامه هاي معتبر ISI و Scopus نمايه نمي شوند. توصيه و تشويق محققين به انتشار مقالات در مجلات نمايه شده در بانک هاي اطلاعاتي مذکور و نيز تلاش جهت نمايهسازي مجلات داخلي معتبر در بانکهاي اطلاعاتي فوق باعث افزايش شمار مقالات ايراني در اين بانکها و بالطبع افزايش احتمال مشاهده پذيري و ارجاع به اين مقالات خواهد شد. 3. در موارد مجلات ديگر داخل کشور نيز بايستي امکان Visibility يا قابليت جستجوپذيري و بازيابي مقالات داخلي را از طريق جستجوگرهاي تخصصي و علمي مانند Google Scholar به گونهاي افزايش داد تا تمامي مقالات مجلات داخلي قرار گرفته در وب سايت ايشان، داراي چکيده انگليسي بوده و توسط جستجوگرهاي وب همانند جستجوگر علمي گوگل (Google Scholar) قابل بازيابي باشند. بدين ترتيب با افزايش Visibility مقالات، احتمال بازيابي آنها افزايش يافته در نتيجه شانس مقالات داخل کشور براي دريافت ارجاع از ديگر مقالات و مولفين افزايش مي يابد. 4. ارتقاي کيفي مقالات: يکي ديگر از اقدامات لازم براي بهبود و ارتقاء شاخص Citation Per Faculty دانشگاه، مداخله موثر بروي صورت کسر مذکور يعني تعداد ارجاعات دريافت شده از مقالات 5 سال اخير دانشگاه است که اين امر به طور مستقيم باعث بهبود و ارتقاي شاخص مذکور ميشود. اقداماتي که ميتواند منجر به افزايش ارجاعات به مقالات دانشگاه شود عبارتند از: الف. پرارجاعترين مقالات دانشگاه مقالاتي هستند که در مجلات هسته پزشکي مانند BMJ، New England Journal of Medicine و ... منتشرشده اند. بايستي حجم توليدات علمي دانشگاه در اين مجلات بيشتر شود و مجلات هسته پزشکي و نيز مجلات داراي Impact Factor بالا به عنوان هدف براي انتشار مقالات دانشگاه مدنظر قرار گيرند. به نظر مي رسد حتي با وضع موجود ميتوان کيفيت مجلات انتشار دهنده مقالات دانشگاه را بهبود بخشيد. ب. چنانچه به نوع مقالات پرارجاع دانشگاههاي دارنده رتبه يک تا يکصد رتبه بندي تايمز توجه شود، اکثر مقالات پر ارجاع اين دانشگاهها در حيطه علوم پزشکي از نوع مقالات Clinical Trial بوده است. مطالعات مختلف نشان داده است که ارجاع به مطالعات کارآزمايي باليني بيش از ساير انواع مطالعات صورت ميگيرد. لازم است ضمن ارائه مشاوره لازم در اين مورد به مجريان طرحهاي کارآزمايي باليني با هدف بهبود کيفي پروتکل انجام آنها، نسبت به فراهم سازي امکان انتشار آنها در منابع معتبرتر بين المللي اقدام نمود. ج. عامل مهم موثر ديگري که در جذب ارجاعات به مقالات موثر است نوع مقاله برحسب مروري بودن و يا پژوهشي اصيل بودن است. مشخص شده است مقالات مروري در مقايسه با مقالات پژوهشي اصيل به طور متوسط ارجاعات بيشتري دريافت مي نمايند. با توجه به مقايسه درصد مقالات مروري دانشگاه علوم پزشکي تهران از کل مقالات با عدد مشابه دانشگاه هاي رتبه اول، يکصدم و دويستم رتبه بندي، مشخص مي شود که سهم مقالات مروري دانشگاه از کل مقالات، کمتر از دانشگاههاي مذکور است. به نظر مي رسد بايستي سرمايه گذاري بيشتري در دانشگاه براي تهيه و نگارش مقالات مروري خصوصا مقالات مروري ساختارمند صورت گيرد. دراين مورد انجام مطالعاتSystematic Review مصوب در مجموعه Cochrane ضمن ارتقای شمار ارجاعات به مقالات دانشگاه، International Reputation دانشگاه را نيز ارتقا خواهد بخشيد. د. شايد مهمترين نکته در ارتقا و افزايش تعداد ارجاعات به مقالات دانشگاه انجام طرحهاي مشترک با دانشگاههاي معتبر داخل کشور و خصوصا خارج از کشور باشد. بسياري از مقالات پر ارجاع دانشگاههاي صاحب رتبه در نظامهاي رتبه بندي بين المللي، مقالات دارای نويسندگان متعدد و انجام شده به صورت چند مرکزي و فرا ملي است. به هر حال واقعيت موجود آن است که درهرصورت توان علمي و توليد دانش دانشگاه محدود و در حد معينی قابل تعريف و دستيابي است. در چنين حالتي مي توان با انجام طرحهاي تحقيقاتي مشارکتي، چند مرکزي و يا عضويت در شبکه هاي تحقيقاتي (Research Networking) داخلي و خارجي، دانشگاه را در مقالات ساير دانشگاهها که بعضا معتبرتر هم هستند سهيم نمود و از ارجاع به مقالات آن دانشگاهها، دانشگاه را بهره مند کرد. اين امر ميسر نيست جز با فعاليت روابط بين الملل دانشگاه با هدف شناسايي توانمندي هاي موجود براي برقراري ارتباط شبکه اي درون کشوري و برون کشوري. تشويق و ترغيب دانشجويان تحصيلات تکميلي به انجام فرصت مطالعاتي شش ماهه و مشارکت عضو هيئت علمي دانشگاه خارج از کشور در پايان نامه با هدف ايجاد آشنايي اوليه و گسترش آن به مقالات بعدي در آينده، برنامه ريزي واحد دانش آموختگان دانشگاه براي شناسايي فارغ التحصيلان دانشگاه که در حال حاضر در خارج از کشور در مراکز تحقيقاتي، دانشگاهها و صنايع مشغول به کار بوده، امکان مشارکت دانشگاه را در طرحهاي تحقيقاتي و مقالات خود فراهم مينمايند و برنامه ريزی و پذيرش Adjunct Faculty (هيئت علمي وابسته) ازديگر دانشگاهها، ساير اقدامات پيشنهادی هستند. ه. آنچنان که گفته شد تقويت بخش روابط بين الملل دانشگاهها در اين عرصه هم به طور غيرمستقيم باعث بهبود شاخص Citation Per Faculty شده و هم به طور مستقيم باعث بهبود شاخص نماد بين المللي و خارجي دانشگاه يعني International Outlook دانشگاه خواهد شد. به نظر مي رسد اين امر اجتناب ناپذير باشد. و. مشخص شده است که مقالات با موضوعات نوين و بين رشته اي شانس دريافت ارجاعات بيشتري دارند. اين رشته ها، رشته هايي چون ايمونولوژي، ژنتيک، نانوتکنولوژي، بيوتکنولوژي برخی گرايشهاي داروسازي و .... هستند که دانشگاه بايستي در اين زمينه ها سرمايه گذاري بيشتري نموده و مقالات خود را به سمت انتشار اين نوع مقالات هدايت نمايد. 5. مشخص است پژوهشگراني که از توانايي توليد علم مناسب برخوردارند نقش و اهميت به سزايي در کسب امتيازات لازم براي يک دانشگاه در نظامهاي رتبه بندي خواهند داشت. اين تاثير نه تنها بهصورت مستقيم، بلکه به صورت غيرمستقيم نيز موجب تحريک و ايجاد انگيزه درساير اعضاي هيئت علمي کمفعال دانشگاه مربوطه شده و حرکتي درميان توليد بيشتر منابع علمي و اخذ امتيازات بيشتر فراهم گردد. بدين ترتيب بايستي جذب اعضاي هيات علمي برجسته و داراي توليدات علمي زياد، در اولويت جذب نيروي انساني دانشگاهها و موسسات آموزش عالي قرار گيرد. 6. با بررسي دقيق دانشگاههاي برتر دنيا متوجه خواهيم شد که اکثر اين دانشگاهها تنوعي وسيع از رشتههاي مختلف داشته به رشتههاي نوين و فن آوريهاي جديد که معمولا توليد علم بيشتر و تعداد ارجاع بيشتري را نيز دربرمي گيرند توجه قابل ملاحظه اي دارند. بدين ترتيب بهنظر ميرسد ايجاد رشته ها و يا دانشکده هاي فن آوريهاي نوين در پزشکي و نيز موضوعات ميان رشته اي همانند نانوتکنولوژي، بيوتکنولوژي، فنآوري اطلاعات در بهداشت و سلامت و نيز ساير زيست فن آوريها که عرصه رشد علمي سريع براي ايشان متصور است، باعث رشد روزافزون برونداد پژوهشي و علمي دانشگاه مربوطه شده در نهايت به ارتقا رتبه دانشگاه خواهد انجاميد. البته انعطافپذيري دانشگاه مربوطه و آمادگي بالقوه دانشگاه در راه اندازي اين رشته هاي جديد را بايستي مدنظر داشت که شرط اصلي و اساسي در اين مورد است. بديهي است دانشگاههايي توانايي عکسالعمل سريع در مقابل شرايط ايجاد رشته هاي جديد علمي دارند که بستر مديريتي و نيز امکانات زيربنايي و زيرساخت فن آوري و علمي دانشگاه امکان تاسيس رشته هاي جديد را فراهم نموده و با نگرش مثبت، تاسيس چنين رشتههايي را اجرايي نمايند. 7. چنانچه فراواني نسبي دانشجويان تحصيلات تکميلي در دانشگاههاي منتخب دنيا بررسي شود ملاحظه خواهيم کرد که بيش از 40% دانشجويان اين دانشگاهها را دانشجويان تحصيلات تکميلي تشکيل مي دهند. اين سهم در دانشگاه اول دنيا يعني Harvard به 66% نيز ميرسد. توجه به رشته هاي تحصيلات تکميلي، پايه و اساس رشد علمي هر دانشگاهي را تشکيل مي دهد و بخش عمده اي از توليدات علمي هر دانشگاه مديون فعاليتهاي تحقيقاتي دانشجويان تحصيلات تکميلي آن دانشگاه است. به نظر مي رسد يکي از راهکارهاي اصلي در بهبود جايگاه علمي دانشگاههاي ايران در نظامهاي رتبهبندي جهاني دانشگاهها، توجه به گسترش کمي وکيفي تحصيلات تکميلي در دانشگاههاي علوم پزشکي کشور خصوصا در مقاطع علوم پايه است. 8. شاخص نسبت استاد به دانشجو يکي از شاخصهاي مهم در بهبود کيفيت آموزشي دانشگاههاست. توجه به جذب اعضاي هيئت علمي و مناسب کردن نسبت استاد به دانشجو در کشور ما يکي از اقدامات مناسب در زمينه بهبود جايگاه دانشگاههاي کشور در رتبه بنديهاي جهاني است. اين نسبت در برخي دانشگاهها مانند اکسفورد و جان هاپکيز برابر 1 به 5 است. اين نسبت در دانشگاههاي برتر کشور بين 1 به 10 تا 1 به 25 است. توجه به متعادل نگهداشتن اين نسبت قطعا بر غناي آموزشي دانشگاهها ميافزايد و باعث بهبود جايگاه دانشگاه در نظامهاي رتبه بندي مي شود. 9. سرانه بودجه دانشجويي دانشگاههاي برتر دنيا بين 8000 تا 20000 دلار به ازاي هر دانشجو است. اين عدد در کشور ما بين 3000 تا 4500 دلار است. توجه به اين امر بر روي بسياري از عوامل موثر در فرايند برونداد علمي دانشگاه تاثيرگذار خواهد بود. متاسفانه دولتي بودن دانشگاههاي کشور مشکل ديگري را نيز در اين عرصه ايجاد کرده است. 10. وجود منابع و بانکهاي اطلاعاتي موردنياز اعم از چاپي و يا الکترونيک در دانشگاهها شاخص ديگري است که بطور مستقيم و غيرمستقيم برونداد پژوهشي دانشگاه ها را تحت تاثير قرار مي دهد. در بسياري از دانشگاههاي منتخب، نسبت کتاب به دانشجو از عدد 200 بالاتر است اين عدد در کشور ما بين 6 تا 30 جلد کتاب به ازاي هر دانشجو است که اساسا با ساير دانشگاه ها قابل قياس نيست. توجه خاص به تامين منابع چاپي و الکترونيک در دانشگاه هاي علوم پزشکي کشور مي تواند گام ديگري در بهبود جايگاه کشور در نظامهاي رتبه بندي بينالمللي داشته باشد. 11. شاخصهاي «نسبت مقاله به استاد» و « نسبت مقاله به دانشجوي تحصيلات تکميلي» از ديگر شاخصهاي نظامهاي رتبهبندي است. در بسياري از دانشگاههاي معتبر نسبت اول يک به يک است و نسبت دوم 3 به 2 است. درحاليکه در کشور ما براي دانشگاههاي برتر، نسبت اول بين 0/5 تا 1/4 است و براي دانشجويان تحصيلات تکميلي 1 به 9/5 است. چنانچه آيين نامه هاي ارتقا و ترفيع ساليانه اعضاي هيئت علمي دانشگاهها بازنگري شود و از اعضاي هيئت علمي خواسته شود جهت ترفيع ساليانه خود، حداقل يک مقاله نمايه شده در منابع معتبر را درهرسال ارائه کنند، قطعا اين شاخص در دانشگاههاي کشور بهبود قابل توجهي خواهد يافت. همينطور بايستي از دانشجويان تحصيلات تکميلي خواسته شود، از پاياننامه خود حداقل يک مقاله نمايه شده معتبر منتشر کنند. 12. امروزه روند انتشار مقاله در دانشگاههاي منتخب دنيا به حد نسبتا ثابتي رسيده است و اين دانشگاهها ميکوشند تا کيفيت مقالات خود را با هدف دريافت ارجاعات بيشتر بهبود بخشيده، افزايش دهند به گونهاي که نسبت ارجاع به مقاله در اکثر دانشگاههاي معتبر دنيا بين 0/82 تا 4 است. در کشور ما اين شاخص بين 0/7 تا 1/5 است. در کشور ما نيز بايستي توجهي ويژه به امر کيفيت مقالات انتشار يافته نمود چرا که روند کمي انتشار مقالات در کشور رشد خوبي داشته و بايستي در حال حاضر بيشتر به کيفيت مقالات با هدف جلب ارجاعات بيشتر پرداخت. 13. تلاش براي افزايش سهم بودجه پژوهشي دانشگاهها از کل بودجه دانشگاه راهکار ديگري است که جهت دانشگاههاي علوم پزشکي کشور بايستي صورت پذيرد. در دانشگاههاي منتخب دنيا اين سهم حداقل 20% است و در دانشگاههاي علوم پزشکي کشور ما اين عدد بين 5 تا 10 درصد متغير است. 14. همانطور که از شاخصهاي ارائه شده و مورد استفاده در نظام جهاني رتبه بندي دانشگاهها مشخص است پژوهشگراني که از توانايي توليد علم مناسب برخوردارند نقش و اهميت به سزايي در کسب امتيازات لازم براي يک دانشگاه در نظامهاي رتبه بندي خواهند داشت. اين تاثير نه تنها بهصورت مستقيم، بلکه به صورت غيرمستقيم نيز موجب تحريک و ايجاد انگيزه درساير اعضاي هيئت علمي کمفعال دانشگاه مربوطه شده و حرکتي درميان توليد بيشتر منابع علمي و اخذ امتيازات بيشتر فراهم گردد. بدين ترتيب بايستي جذب اعضاي هيات علمي برجسته و داراي توليدات علمي زياد، در اولويت جذب نيروي انساني دانشگاهها وموسسات آموزش عالي قرار گيرد. 15. بي شک فراهمسازي شرايط مادي، معنوي و شخصيتي مناسب براي اعضاي هيئت علمي در جذب و بقاي ايشان در موسسه آموزش عالي مربوطه تاثيري بسزا داشته و در يک کلام باعث حفظ دانشمندان و انديشمندان جامعه در مراکز علمي و دانشگاهي شده و مانع از فرار مغزها به خارج کشور ميشود. اين امر موجب مطرحکردن نام دانشگاه در ميان دانشگاههاي دنيا شده خود باعث جذب دانشجوي خارجي، هيئت علمي خارجي و تربيت افراد کارآمدتر و پرتوليدتر شده و سرآغاز ارتقاي رتبه دانشگاههاي کشور خواهد بود. 16. بحث يکسانسازي و درواقع صحيح نوشتن نام دانشگاهها و عناوين آنها در وابستگي سازماني مقالات (Affiliation) ها بحث مهمي است که متاسفانه تاکنون مورد توجه چنداني قرار نگرفته است. تنوع شيوه نگارش وابستگي سازماني (Affiliation) افراد در مقالات محققين باعث شکسته شدن آمار واقعي مقالات و توليد علمي دانشگاه مربوطه شده و عدد محاسبهشده براي شاخص تعداد مقالات و ارجاعات به طور کاذب کمتر از ميزان واقعي آن خواهد بود. به عنوان مثال درمورد مقالات دانشگاه علوم پزشکي تهران در بانک اطلاعاتي SCI در مجموعه ISI که مبناي محاسبه دو نظام رتبه بندي تايمز و شانگهاي نيز هست، 88 شيوه نگارش متفاوت و متنوع براي نام اين دانشگاه وجود دارد که طبيعي است امکان بازيابي همه مقالات متعلق به اين دانشگاه را در بانک اطلاعاتي مذکور مشکل و بعضا غيرممکن مينمايد، يا درمورد دانشگاه علوم پزشکي اصفهان اين تعداد به 80 شيوه متفاوت و متنوع ميرسد. اين عدد براي ساير دانشگاههاي علوم پزشکي کشور نيز اعدادي بين 25 تا 48 مورد است. اين امر باعث شده است تا حتي دانشگاههاي مطرح کشور در رتبهبندي بينالمللي رتبه واقعي خود را در ابعاد ملي، منطقهاي و جهاني احراز نکنند. مکاتبه با اعضاي هيئت علمي و اطلاع رساني مکرر به پژوهشگران دانشگاه در اين مورد براي درج صحيح وابستگي سازماني در مقالات ايشان يکي از سادهترين و در عين حال موثرترين اقداماتي است که ميتوان صورت داد. 17. فرايند تفکيک دانشگاههاي علوم پزشکي از وزارت علوم و تشکيل دانشگاههاي مستقل علوم پزشکي و نيز انتقال مسئوليت آموزش پزشکي از وزارت علوم به وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکي، متاسفانه در عمل به شکسته شدن برونداد پژوهشي دانشگاه ها انجاميد. در خارج از کشور مجموعه همه دانشکدههاي يک دانشگاه تحت نام کلي دانشگاه مربوطه وابستگي سازماني خود را درج ميکنند. بهعنوان مثال همه دانشکدههاي دانشگاه Harvard تحت نام Harvard University وابستگي سازماني خود را درج مي کنند ولي در کشور ما در دانشگاه تهران، وابستگي سازماني Tehran University و در دانشگاه علوم پزشکي تهران وابستگي سازماني به صورت Tehran University of Medical Sciences درج ميشود، حال آنکه قبل از رخداد بحث تفکيک در سال 1364، عملا مقالات دانشکدههاي پزشکي، پرستاري، پيراپزشکي، دندانپزشکي و بهداشت همگي تحت نام دانشگاه تهران يعني Tehran University درج ميشد و بدين ترتيب تفکيک اين دانشکده ها تحت نام مجزاي «دانشگاه علوم پزشکي تهران» باعث خرد شدن حجم مقالات بازيابي شده و تنزل رتبه اين دانشگاه در رتبه بندي بين المللي در مقايسه با قبل از زمان تفکيک شده است. در همين راستا برخي از دانشگاهها با هدف اصلاح اين فرايند اقدام به ادغام عناوين وابستگي سازماني خود نمودهاند مثلا دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکي تهران با امضاي توافقنامهاي تصميم گرفتند که وابستگي سازماني خود را در مقالات به شکل Tehran University و Tehran University of Medical Sciences درج نمايند. اين امر باعث افزايش تعداد مقالات دانشگاه تهران خواهد شد و بدين ترتيب رتبه اين دانشگاه را در رتبه بنديهاي بين المللي به جايگاه واقعيتري خواهند رساند. همين ادغام باعث شد تا نام اين دو دانشگاه براي اولين بار در فهرست 500 دانشگاه برتر دنيا با رتبه 485 منتخب نظام رتبه بندي تايمز قرار گيرد. گرچه اين کار به نظر امري صحيح و قابل اجرا مي رسد ولي بايد به عواقب اين ادغام توجه داشت و دقت نمود که با هرگونه تغيير در Affiliation يک دانشگاه، موسسه مربوطه حافظه سازماني خود يعني مقالات با Affiliation قبلي را ازدست داده و تاريخچه علمي قبلي را فراموش خواهد کرد. به نظر ميرسد بايستي دراينمورد به صورت اساسی و پايهاي تصميمگيري نمود. 18. بخش ديگري از شاخصهاي مورد محاسبه در نظام رتبه بندي تايمز شاخصهاي فعاليتهاي آموزشي دانشگاه مربوطه است. يکي از اين شاخصها تعداد اعضاي هيئت علمي خارجي و نيز تعداد دانشجويان خارجي هر دانشگاه است. در سالهاي اخير بسياري از دانشگاههاي علوم پزشکي کشور با تاسيس واحدهاي بين الملل در مناطق آزاد تجاري به نوعي سعي در تامين اين دو شاخص رتبهبندي دانشگاهي نمودهاند. گرچه تاکنون 10 واحد بينالمللي در دانشگاههاي علوم پزشکي تاسيس شده و در اين ميان معدودي دانشجوي خارجي نيز جذب اين واحدها شدهاند، ولي متاسفانه تعداد اين دانشجويان اندک و انگشتشمار است و اين واحدها نيز با انحراف از اهداف اوليه و اصلي خود به جذب دانشجويان ايراني پرداختهاند. به هرحال تا زماني که دانشگاههاي ما کيفيت آموزشي خود را بهبود و ارتقا نبخشند و تلاشي براي تبليغ و جذب دانشجويان خارجي توسط سفارتخانههاي ايران در خارج از کشور صورت نپذيرد، کسب امتياز لازم از اين دو شاخص امري غيرمحتمل، بلکه بعيد مينمايد. در مورد شاخص تعداد اعضاي هيئت علمي خارجي نيز متاسفانه فرهنگ همکاري و جذب اعضاي هيئت علمي خارجي در دانشگاههاي کشور شکل نگرفته و احساس نيازي دراين مورد صورت نپذيرفته است. در اين راستا بايد فرهنگ Adjunct Faculty و نيز هيئت علميهاي مدعو و نيز جذب هيئت علمي خارجي به صورت دورهاي را گسترش داده و نهادينه کرد. البته بايد دقت داشت که دو شاخص تعداد دانشجويان خارجي و تعداد اعضاي هيئت علمي خارجي به عنوان نمادي از جهان شمولي موسسه و دانشگاه تلقي و ارزيابي ميشود و هرکدام از اين دو شاخص با دارا بودن وزني معادل 5%، در جمع 10% از نمره کل رتبهبندي دانشگاه را به خود اختصاص دادهاند. امکان تغيير در شاخصهاي کيفي نظام رتبهبندي تايمز بسيار مشکل و بعضا غيرممکن است چرا که مشکل ميتوان از ديدگاه Expert Opinion، دانشگاههاي علوم پزشکي کشور را مطرح نمود. شايد در آينده نزديک و با اشتغالبهکار دانشآموختگان دانشگاههاي علوم پزشکي کشور در شرکتها و موسسات صنعتي معتبر پزشکي دنيا، امکان حضور ايشان به عنوان متخصص در نظرسنجي مربوطه را فراهم و بدينترتيب امکان انتخاب دانشگاههاي علوم پزشکي داخل کشور را به عنوان دانشگاه برگزيده در مورد شاخصهاي کيفي نيز فراهم نمود. و در آخر، فراموش نکنيم که يک پروپوزال خوب است که منجر به يک مقاله خوب میشود! *پزشک و اپيدميولوژيست. رئيس مرکز علمسنجي و پايش علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان |