خانه
مقالات
جستجو
درباره قاف
تماس با ما
آرشیو
کافه علم
ارسال مقالات
قافیه بازان
قاف بیستم ماههای زوج به روز می شود.
برای اشتراک ماهنامه از فرم عضویت سایت استفاده نمایید.





فراموش كردن رمز
ثبت نام نكرده ايد؟ ثبت نام
پیوندها

کمیته پژوهشهای دانشجویان/ستاد پرورش استعدادهای علمی دانشجویان/عصیان/نوروواچ/یک پزشک/از زندگی/باشگاه/فصلنامه ذهن/هفت سنگ/چهره های ماندگار/شبکه علمی کشور/کانون تفکر شریف/ایده بازار/تحلیلگران تکنولوژی ایران/اندیشکده صنعت و فناوری/وبلاگ کمیته پژوهشهای دانشجویان پزشکی اصفهان 

 
چاپ پست الكترونيكي

دانش استراتژيک براي توسعه يا استراتژي براي توسعه دانش؟  علي معيني* This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

دويست سال زمان کوتاهي نيست، کساني در دويست سال توانسته اند کشوري را تقريبا از صفر بسازند. در کشور ما هم از حدود دويست سال پيش بزرگاني مخلصانه سعي کرده اند شکاف علمي، فني، فرهنگي بين ما و فرنگ را پر کنند. هر يک از اين بزرگان اولويت را در شاخه اي از علوم و فنون دانسته اند و عمري را در راه انتقال آن دانش به ايران و آموزش جوانان صرف کرده اند. با اين وجود هنوز ما در هيچ يک از شاخه هاي علوم و فنون و معارف نه تنها سرآمد نيستيم بلکه سرشناس هم نيستيم.

براي کساني که راه حل مشکلات را در علم و توسعه علمي مي دانند سوال مهمي که پيش مي آيد اين است که کدام يک از شاخه هاي علم در اولويت هستند. جواناني که در آغاز زندگي علمي خود هستند مي خواهند بدانند که عمرشان را صرف چه شاخه اي از علوم کنند تا براي مملکت مفيدتر باشند و تصميم گيرندگان مي خواهند راهي براي اوليت بندي در تخصيص منابع ناچيز موجود براي توسعه علم پيدا کنند.

در زمان امير کبير ضعف نظامي ايران در مقابل روسيه و انگليس، ايرانيان دلسوز را بسيار آزار مي داد و نياز به نيروي نظامي آموزش ديده و ريخته گري براي تامين و تقويت نيروي نظامي اولويت داشت. همين باعث شد در دارالفنون ترکيب رشته ها به اين شکل باشد: پياده نظام، توپخانه، مهندسي، سواره نظام، مهندسي معدن، طب و داروسازي.
پس از آن هم در هر زمان کسي اولويت را در چيزي دانسته و سعي در ترويج آن و تربيت دانشجويان داشته است. دکتر حسابي شخصا به نقشه برداري پرداخته است. کساني سعي در ترجمه و بومي کردن علوم انساني اروپايي کرده اند. کساني اولويت را در بازشناسي و بازخواني تاريخ و ادبيات گذشته پرافتخار ايران دانسته اند. کساني به نفت و علوم و فنون مربوط به آن پرداخته اند. اخيرا کساني به علوم ملکولي و نانو تکنولوژي و اندکي نيز به علوم اعصاب پرداخته اند و در حال حاضر نيز صنايع هسته اي و فضايي و موشکي در صدر اولويت هاي علمي و فني هستند.

همه کساني که خالصانه در هر يک از اين زمينه ها تلاش کرده اند قدمي ما را جلو برده اند و هيچ يک از اين تلاش ها بي ثمر نبوده است ولي يک مساله ريشه اي وجود دارد که تلاش همه اين افراد را متاثر کرده است و کوشش آنها را کم ثمر گذاشته است.مثلا دکتر حسابي که همنشين بزرگان علم فيزيک بوده وقتي به ايران بر مي گردد براي پيدا کردن شغل با مشکل مواجه مي شود. از ديد بسياري از افراد اين مساله که ايرانياني که در ممالک غربي صاحب جايگاه پر افتخاري هستند وقتي به ايران بر مي گردند با بي مهري مواجه مي شوند. به خاطر ناداني مسئولان، هر زمان نگراني آنان درمورد از دست دادن موقعيت خود بوده است.

به نظر نگارنده ريشه اين مساله در اين است که نيازي به مهارت و دانش اين افراد در ايران وجود نداشته است. يعني در زمان دکتر حسابي اگر شما از تک تک مردم ايران سوال مي کرديد که اگر بخواهيد کسي را از آن طرف دنيا به ايران دعوت کنيد که بيايد و دانشش را به جوانان منتقل کند و براي اين کار بايد نيمي از درآمدتان را براي يک سال خرج کنيد، چه کسي را دعوت مي کنيد کمتر کسي به دنبال يک فيزيک دان مي فرستاده است. چرا که فيزيک به درد کسي نمي خورده است. در اين دويست سال خواسته يا ناخواسته ما سبکي از زندگي را انتخاب کرده ايم که ما را از دانش بي نياز کرده است. در بهترين شرايط ما از کسب دانش لذت برده ايم و فخر آموخته هايمان را فروخته ايم. ولي دانش به ندرت براي ما «فايده» داشته يا دردي از دردهاي ما را دوا کرده است. دانشي که محصول نياز است و براي حل مسائل زندگي به کار مي آيد به ندرت جايگاهي در زندگي ما پيدا کرده است.

شايد ريشه اين مساله را بايد در توان خريد بالاي ناشي از موقعيت ژئواستراتژيک و وجود درآمد نفت و ساير منابع طبيعي دانست که در طي ساليان به زمامداران امکان خريد راه حل مشکلات از غرب را داده است و مانع از اين شده که کسي به خود رنج حل مسائل را تحميل کند. شايد ريشه ديگر اين مساله در اين باشد که در اين چند صد سال اخير به طور دائم در وضعيت اورژانسي و در معرض تهديدات دائم بوده ايم و به ناچار خريد راه حل و برطرف کردن نياز در کوتاه مدت را بر حل مشکل به طور ريشه اي برگزيده ايم.


سوال اصلي دو قسمت داشت، يکي سوال جواناني بود که در ابتداي زندگي علمي خود هستند و مي خواهند به شاخه اي از علوم بپردازند که بتوانند هم به ديگران فايده برسانند و هم زندگي کم دغدغه اي داشته باشند. ديگري سوال تصميم گيرندگان و مشاوراني بود که مي خواهند بدانند بودجه و امکانات موجود را براي توسعه چه شاخه هايي از علوم و فنون صرف کنند.

نگارنده مايل است به اين جوانان توصيه کند به بازار کار نگاه کنند و ببينند که چه مشاغلي امروزه بازار کار خوبي دارند. مثلا فرض کنيد شما يک دانشجوي پزشکي هستيد و نمي دانيد پس از اتمام تحصيلات دوره عمومي به چه کاري بپردازيد. فرض کنيد شما هم به جراحي عمومي علاقه مند هستيد و هم به تحقيقات پايه در سلولهاي بنيادي. بهترين کار اين است که ببينيد زندگي ايده آل شما به جراحان عمومي که در جامعه شما زندگي مي کنند شبيه تر است يا به محققان سلولهاي بنيادي که در جامعه شما زندگي مي کنند. مسلم است که در هر قشر افراد با خصوصيات اخلاقي و رفتاري بسيار مختلفي وجود دارند ولي با واقع بيني مي توان حدس زد که شما در هر يک از اين دو گروه چه عاقبتي خواهيد داشت. بسيار مهم است که در اين مقطع به افراد در جامعه خودتان (جامعه اي که شما در آن زندگي و کار خواهيد کرد) نگاه کنيد. اينکه در جامعه ديگري جراحان چطور هستند يا زيست شناسان سلولهاي بنيادي چه کار مي کنند «در اين مرحله» کمکي به شما نمي کند.

نگارنده مايل است به کساني که در تصميم گيري هاي کلان دخالت دارند توصيه کند از آنجا که مساله ما بيش از اينکه پرداختن به دانش هاي استراتژيک باشد وضع سياست هايي براي ايجاد نياز به دانش است، بايد با اين مساله به عنوان يک مساله کاملا اقتصادي برخورد کرد. به اين معني که همان طور که دولت براي توسعه صادرات غير نفتي براي کساني که مي توانند در اين زمينه ها فعال باشند انگيزه هاي مالي ايجاد مي کند براي توسعه علم هم بايد همين کار را کرد. مثلا به شرکتهاي دولتي اجازه داده شود راه حل هاي بومي را به قيمتي بالاتر از راه حل خارجي خريداري کنند. وقتي دولت حاضر باشد براي اينکه کسي در داخل ايران فلان قطعه مورد نياز صنايع پتروشيمي را بسازد پول بيشتري از معادل خارجي بپردازد حتما کساني پيدا خواهند شد که حتي اگر خودشان کل قطعه را طراحي و توليد نکنند حداقل تکنولوژي ساخت آن را از مشابه خارجي کپي کنند و در اين راه براي کسي که بتواند تکنولوژي خارجي را درک کند و آن را عينا کپي کند شغل ايجاد خواهد شد. و اين بهترين راه انتقال دانش خواهد بود. در اين راه دانش هايي که واقعا مملکت به آن نياز دارد شناخته مي شود و خود به خود آموخته مي شود چون که اين دانش ها درآمدزا خواهند بود.

مساله امروز ما اين نيست که جوانان جوياي علم را به شاخه هاي از علم هدايت کنيم که براي مملکت مفيدتر باشند بلکه مساله مهم تر برقراري سياست هايي پايدار براي توسعه «نياز به علم» در کشور است.نياز به علم منجر به طلب علم مي شود و طلب علم منجر به سرمايه گذاري و صرف نيروي انساني براي کسب علم خواهد شد و راه را براي توسعه واقعي علم باز خواهد کرد.

به هر تقدير نگارنده باوردارد که مهمتر از اينکه ما به دنبال ترويج و تشويق رشته هاي خاصي از علوم باشيم و پيشبرد اين رشته ها را اولويت استراتژيک کشور بدانيم ترويج تفکر علمي و باور به فايده علم در جايگاه صحيح آن براي ما بسيار مهم تر است. بسياري از ما علم را کم ارزش تر يا پر ارزش تر از آنچه هست درک کرده ايم و هر دوي اينها منجر به سوء استفاده از علم و عالم شده است.
در يک کلام کساني که دلسوز آينده اين مملکت هستند بايد بيشتر به فهميدن و فهماندن جايگاه علم و تکنولوژي بپردازند و سعي در رفع تندروي و کندروي ها در اين وادي کنند.
و اما جوان جوياي کار و جوياي نام که مي خواهد رشته اي را براي تخصص برگزيند بايد چشمي به بازار کار بين المللي داشته باشد چرا که بازار کار براي نسل جديد متخصصين بازار کاري جهاني است و ناگفته نماند که در علوم زيستي اين روزها هيچ کس بي نياز از دانش و مهارتهاي ملکولي نيست.


*فارغ التحصيل رشته پزشکي. دانشجوي دکتراي علوم اعصاب شناختي پژوهشگاه دانشهاي بنيادي

 
< قبل   بعد >

سال سوم
شماره بيست و چهارم
اردیبهشت هشتاد و نه
این‌شماره:پژوهش در هنر
شماره آینده:پدیدارسازی و
انتقال دانش

 
قاف
کافه علم
top of page

  

© %۱۳۸۹ قاف
Joomla! is Free Software released under the GNU/GPL License.