خانه
مقالات
جستجو
درباره قاف
تماس با ما
آرشیو
کافه علم
ارسال مقالات
قافیه بازان
قاف بیستم ماههای زوج به روز می شود.
برای اشتراک ماهنامه از فرم عضویت سایت استفاده نمایید.





فراموش كردن رمز
ثبت نام نكرده ايد؟ ثبت نام
پیوندها

کمیته پژوهشهای دانشجویان/ستاد پرورش استعدادهای علمی دانشجویان/عصیان/نوروواچ/یک پزشک/از زندگی/باشگاه/فصلنامه ذهن/هفت سنگ/چهره های ماندگار/شبکه علمی کشور/کانون تفکر شریف/ایده بازار/تحلیلگران تکنولوژی ایران/اندیشکده صنعت و فناوری/وبلاگ کمیته پژوهشهای دانشجویان پزشکی اصفهان 

 
چاپ پست الكترونيكي

انجمنهاي علمي دانشجويي: پلي براي آشنايي با صنعت بهرام جهانشاهي*

امروزه بسياري از دانشجويان پس از فارغ التحصيلي درگير مشکل قديمي استخدام وکار مي شوند. چيزي که در جامعه ما مدت هاست گريبانگير جوانان شده است. اما چرا؟ چرا امروزه دانشگاهها قادر به آماده سازي دانشجويان براي صنعت نيستند؟ چرا بسياري از دانشجويان پس از فارغ التحصيلي خود را آماده براي روبرو شدن با جامعه و صنعت نمي بينند؟ دليل اصلي اين اتفاق را مي توان به شکاف وسيع و عميق ما بين دانشگاه و جامعه دانست. شکافي که بايد مرمت شود و امروزه همچنان عميق تر و وسيع تر مي شود. دور هر دانشگاهي از دانشگاههاي ايران حصاري کشيده اند، گويا دانشگاه يک پادگان نظامي است! دانشگاه بدين گونه، چيزي جداي جامعه به نمايش در مي آيد. در صورتي که دانشگاه بايد با جامعه هميشه در تعامل باشد تا مسائل و مشکلات جامعه را ببيند و بشناسد و به جاي آنکه به دانشجو مسائل جوامع ديگر و يا مسائل سالها حل شده را بدهد، مسائل جامعه خودمان را بدهد تا با حل اين مسائل هم مشکلي از مشکلات جامعه حل شود و هم دانشجو را يک محقق و علم جوي واقعي تربيت کند.
و دانشجويان بايستي بدانند که اگر کار نيست دليلش عدم وجود شناخت کافي آنها از جامعه و صنعت است . چيزي که برگرفته از نظام آموزشي دانشگاههاي ماست. کشور ما هنوز در ابتداي راه توسعه است بنابراين چندين سال جا براي کار دارد ولي همه چيز بستگي به شناخت ما دارد که تا چه حد در دوره تحصيلمان در دانشگاه از جامعه و صنعتي که در آينده وارد آن خواهيم شد شناخت خواهيم داشت.

علم و دانشجو
وطيفه اصلي يک دانشجو تلاش براي پاسخ دادن به سوالات و يا طرح سوالات جديد مي باشد. دانشجو را در دانشگاه بايد به گونه اي تعليم داد تا ياد بگيرد که چگونه بتواند سوالاتش را حل کند و با پرورش حس کنجکاوي و علم جويي وي را وادار کرد تا سوالات بسياري را مطرح و براي پيدا کردن جوابهايش تلاش کند. نبايد به دانشجو راه حل آموخت بلکه بايد به او چگونگي مسير حل مسئله را آموزش داد. دانشمند کسي است که سوالات بي جواب بسياري در ذهن دارد و به دنبال جواب آنهاست؛ و نه تنها کسي که علوم بسياري آموخته است!
آنچه گذشت دانشجو را گره گشاي مسائل جامعه جلوه مي داد اما متأسفانه آنچه در دانشگاههاي ما صورت مي گيرد چيزي متفاوت از بحث انجام گرفته است:
- دانشجو در دانشگاه، مسائل جامعه خود را نمي بيند، بلکه با مسائل جوامع ديگر مواجه است.
- به دانشجو حل المسائل مي دهند و نه طريقه حل مسئله را.
- گزينش دانشجو اغلب از محفوظات اوست و نه خلاقيت وتوانايي هاي او.
- همه بايد يک چيز را ياد بگيرند و امتحان بدهند در صورتي که هر فرد توانايي متفاوت و خاص خود را دارد.
- آزمون ها اغلب در يک روز 2 تا 3 ساعت صورت مي گيرد و نه در يک بازه زماني.در حاليکه همانطور که مي دانيم حل مسئله ممکن است چندين روز نيازمند تحقيق و مطالعه باشد.
- مشخصه دانشجو يک عدد (نمره) است و مي دانيم که خيلي چيزها را نمي توان با اعداد نشان داد.

دانشجويي که با کمک حل المسائل ،حل مسائل را ياد مي گيرد و مطمئناً نمره خوبي هم خواهد گرفت چه مي آموزد؟ اگر مسئله اي به او داده شود که حلش وجود ندارد و يا در دسترس نباشد، آيا او توانايي حل آن را دارد؟ و يا اگر توانست حلش کند آيا مي تواند پس از حل آن از صحتش مطمئن شود؟ همانطور که گفته شد در جامعه مسائل بسيار زيادي وجود دارد که بي جواب اند (و حل المسائل نيز ندارند).
بسياري از مسائلي که ما در دانشگاه حل مي کنيم در دنياي واقعي خودمان وجود ندارند، زيرا آن سوالات متعلق به جامعه ما نمي باشد بلکه متعلق به کشورهاي توسعه يافته است. پس چه دليلي دارد که ما به طور مداوم سوالات آنها را جواب دهيم؟ چرا نبايد به سوالات جامعه خودمان جواب دهيم؟ و اگر بگوييم دانشگاههاي ما شعبه دانشگاههاي خارج است، سخني گزاف نگفته ايم.
اغلب دانشجويان پس از فارغ التحصيلي در مقطعي چون ليسانس خود را آماده براي ورود به جامعه و صنعت نمي بينند و تصميم به ادامه تحصيل و يا خروج از کشور را دارند.عدم شناخت کافي دانشجو از جامعه و صنعت خود، موجب اين دو تصميم است و به جرأت مي توان گفت نقص نظام آموزشي ما در دانشگاهها دليل اصلي اين اتفاق مي باشد.ارائه واحدهاي اضافه و بلااستفاده و غير ضروري که جاي واحدهاي درسي مهم و ضروري راپر کرده اند؛ در اغلب رشته ها به 25 تا 30 واحد هم رسيده است. اغلب صنعتگران با ديدن دانشجويان فارغ التحصيل بر اين باورند که آنها تخصص چنداني در رشته خود ندارند. چرا به جاي اين چند واحد، واحد هايي ارائه نشود که دانشجو را در زمينه هايي متخصص کند؟اين واحدهاي جايگزين مي تواند به مسائل روز و آينده دانشجو و جامعه ي او،تشريح مفهوم علم بومي، چگونگي برخورد با جامعه و صنعت در حيطه ي رشته ي خود و آشنا کردن وي با وظيفه ي وي که بهبود وضع جامعه و صنعت است بپردازد.در عين حال مي توان او را به جامعه وارد نمود و با فراهم آوردن شرايطي براي فراگيري تخصص در شاخه هاي کاربردي رشته ي خود، پله پله راه ورود به صنايع بزرگ را از مسير فعاليت در صنايع کوچکتر براي وي هموارتر کرد.
آنچه مسلم است ديدگاه و شناخت دانشجو به جامعه و صنعت بسيار مهم است. در دانشجو بايد اين احساس شکوفا گردد که براي بهبود اوضاع آمده است و نه سربار صنعت شدن.نقش دانشگاه ها در اين باب بسيار مهم و حياتي است.

از سوي ديگر به مسائلي بر مي خوريم که باعث مي شود صاحبان صنايع تمايل کمتري به استفاده از نيروي کار تازه فارغ التحصيل نشان دهد.مسائلي که بد نيست مدنظر انجمن هاي علمي دانشجويي باشد.از جمله:
- عدم توانايي دانشجو در کار گروهي: بيشتر جوانان گويا فردگرا رشد يافته اند و تمايلي به کار گروهي ندارند و يا با حضور در کار گروهي، کار گروهي را کند مي کنند.
- عدم تعهد کافي به کار:براي صنعت و حتي خود دانشجو روشن نيست که چقدر براي کارش سرمايه گذاري کرده است. و همين عدم شفافيت صنايع را در استخدام وي دچار ترديد مي کند. اگر بدانيم که نيروي کار ما قرار است چند سالي براي ما کار کند،بهتر مي توانيم بر روي اهداف خودمان تمرکز کنيم و آن نيروي کار را آموزش دهيم تا در آينده نزديک بازده کار را افزايش دهد.
- عدم تخصص لازم: اغلب مشاغل صنعتي نيازمند اين است که فرد داراي تخصص لازم در آن زمينه باشد. اما عدم تخصص لازم باعث مي شود تا هزينه آموزش براي صنعت بالا رود و استخدام وي براي شرکتها به صرفه نباشد.

کارهاي صورت گرفته در انجمن ها هميشه با حضور دانشجويان و کار گروهي همراه بوده است. بنابراين مورد اول مي تواند اينگونه حل شود که دانشجويان با مشارکت در انجام کار گروهي در انجمن علمي، با ادبيات کار گروهي آشنا شوند. انجمن هاي علمي بايستي سعي کنند تا از فرد گرايي در کارهايشان بپرهيزند ومشتاقانه خواستار مشارکت همه دانشجويان در کارهاي گروهي باشند.
تعهد به کار به مسئوليت پذيري و هدفمندي دانشجو بستگي دارد.چيزي که باز هم در انجام کارهاي گروهي در انجمن علمي صورت مي گيرد. دانشجويان در کنار هم با انجام کارها، حس مسئوليت پذيري و هدفمندي شان برانگيخته مي شود و ياد مي گيرند که چگونه به مسئوليتي که بر عهده آن است متعهد باشند، البته نحوه توزيع مسئوليت و مديريت افراد بسيار مهم است چرا که مديريت ضعيف مي تواند نتيجه اي برعکس بدهد.
اما در مورد تخصص دانشجو، هرچند آنچه انجمن علمي مي تواند انجام دهد خارج از تخصص اوست و نيازمند ياري رساني اساتيد و مسئولين دانشگاه است، اما انجمن هاي علمي دانشجويي با ايجاد گروه هايي تحت عنوان «دانشجو و صنعت» مي توانند در اين زمينه تلاش کنند. اين گروه ها مي توانند در شناختن بيشتر و بهتر صنعت و جامعه تلاش کنند و دستاوردهاي خود را به همه اطلاع دهند تا با شناخت خوب، همه دانشجويان به سمت آماده سازي خود براي صنعت و جامعه خود حرکت نمايند. البته اين دستاوردها مي تواند به اساتيد هم منتقل شود تا مسير آموزش نيز به سمت اين آماده سازي حرکت کند.
مجددا تکرار ميکنم که ايجاد شناخت مناسب از جامعه و صنعت بسيار اهميت دارد چرا که اگر دانشجويان بدانند که جامعه و صنعت از آنها در اينده چه مي خواهند؛ اين فرصت را در حين تحصيل دارند تا خود را براي آن آماده کنند و درس ها را عميق تر و هدفمندتر دنبال. همچنين دانشجويان با شناخت خوب از جامعه و صنعت ديد خوبي نسبت به رشته خود پيدا خواهند کرد و اين هدف گذاري دانشجو براي آينده خود بسيار اهميت دارد.

اما ديگر پيشنهاد در آماده سازي دانشجو براي جامعه و صنعت ،تغيير ديدگاه فعلي دانشجو به جامعه و صنعت است. در صحبت هاي قبلي به اين نتيجه رسيديم که وظيفه دانشجو حل مسائل بي جواب جامعه است. اما براي شروع بهتر است از مسائل کوچکتر شروع کرد. لذا صنايع کوچک را براي شروع کار دانشجويي مي توان پيشنهاد نمود. صنايع کوچک بر خلاف صنايع بزرگ،از لحاظ اقتصادي در تنگنا هستند و اغلب توانايي بهبود اوضاع خود را ندارند، چراکه براي پيشرفت نيازمند سرمايه اند که از صنايع کوچک برنمي آيد. لذا نيروي دانشجو که هم کم هزينه است(!) و هم پرانرژي و هم جوياي نام و جوياي تجربه و... مي تواند از خدمت به اين گونه صنايع شروع کند و اين صنايع را بهبود بخشد. مي دانيم که تعداد صنايع کوچک بسيار زياد است و بنابراين فرصت شغلي بسيار زيادي نيز براي آنها وجود دارد.
بنابراين انجمن هاي علمي مي توانند در شناساندن صنايع کوچک به دانشجو و همچنين شناساندن دانشجو به صنايع کوچک نقش مهمي را ايفا کنند. البته اين ارتباط نيازمند ايجاد اعتماد ما بين طرفين نيز مي باشد. از طرفي اغلب خدمت رساني به اين صنايع نيازمند تخصص بسيار بالا نيست و اين خود از ويژگي هاي اين کار است، که هر دانشجويي مي تواند وارد آن شود.

نتيجه اينکه دانشجو يک سرمايه باارزش براي جامعه است که نبايد آن را ناديده گرفت. وظيفه دانشجو همانا حل کردن مسائل جامعه خود است. او در ابتداي راه خود نيازمند کمک افراد باتجربه و اساتيدش است. به دانشجو بايد شيوه حل مسائل را ياد داد و نه خود حل مسئله را تا بتواند با تمرين بيشتر با مسائل جامعه برخورد کند و آنها را حل کند؛ مسائلي که برايشان جوابي وجود ندارد. و بايد باور کنيم که نيروي جواني دانشجو چاره کار جامعه است.
انجمن هاي علمي دانشجويي ، گروهي پرانرژي و فعال مي باشند و مي دانند آنچه از فعاليتهاي خود ياد مي گيرند همانا درس زندگيست. براي وارد شدن به جامعه و صنعت ابتدا نيازمند شناخت خوب و مناسب از آنيم لذا با وجود شکاف بزرگ و عميقي که هم اکنون ما بين دانشگاه و جامعه مي باشد، انجمن هاي علمي دانشجويي مي توانند با برقراري ارتباط ما بين اين دو زمينه آشنايي و شناخت دانشجو از جامعه و همچنين جامعه از دانشجو را فراهم کنند. آشنا کردن دانشجو با صنايع کوچک مي تواند سکوي پرتابي براي رشد دانشجو و پيشرفت جامعه باشد.

*دانشجوي کارشناسي مهندسي کامپيوتر دانشگاه شهيد بهشتي

 
< قبل   بعد >

سال سوم
شماره بيست و دوم
دیماه هشتاد و هشت
این‌شماره:علم سنجی
شماره آینده:نوبل 2009

 
قاف
کافه علم
top of page

  

© %۱۳۸۸ قاف
Joomla! is Free Software released under the GNU/GPL License.