خانه
مقالات
جستجو
درباره قاف
تماس با ما
آرشیو
کافه علم
ارسال مقالات
قافیه بازان
قاف بیستم ماههای زوج به روز می شود.
برای اشتراک ماهنامه از فرم عضویت سایت استفاده نمایید.





فراموش كردن رمز
ثبت نام نكرده ايد؟ ثبت نام
پیوندها

کمیته پژوهشهای دانشجویان/ستاد پرورش استعدادهای علمی دانشجویان/عصیان/نوروواچ/یک پزشک/از زندگی/باشگاه/فصلنامه ذهن/هفت سنگ/چهره های ماندگار/شبکه علمی کشور/کانون تفکر شریف/ایده بازار/تحلیلگران تکنولوژی ایران/اندیشکده صنعت و فناوری/وبلاگ کمیته پژوهشهای دانشجویان پزشکی اصفهان 

 
چاپ پست الكترونيكي

مولفه‌هاي زيرساختي در انواع تعاملات دانشگاه ‌با صنعت  مينا حسين‌پور تهراني* This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

دانشگاه همواره نقشي مهم در ايجاد و انتقال دانش بر عهده داشته است و در سالهاي اخير تاثيرگذاري دانشگاهها در توسعه اقتصادي کشورهاي توسعه يافته علاوه بر تحقيق و آموزش بر کسي پوشيده نيست. اين در حاليست که با وجود افزايش علاقمندي اساتيد دانشگاه و بخش صنايع به ايجاد تعاملات هر چه بيشتر، فواصل زيادي در فهم ارتباط ميان صنعت و دانشگاه وجود دارد.
بسياري از مطالعاتي که تاکنون در زمينه انتقال تکنولوژي صنعت- دانشگاه انجام شده است تنها ظرفيت علمي دانشگاه را در جهت توليد و بهره برداري از اختراعات از طريق ثبت و تجاري کردن آن با ايجاد شرکت هاي کوچکي که با حمايت دانشگاه تاسيس مي شوند مورد توجه قرار داده و تحليل هاي سيستماتيک بر روي ديگر انواع ساختار هاي انتقال دانش مانند پروژه هاي تحقيقاتي مشترک، آموزش و مشاوره مورد توجه کمتري واقع شده است. در حالي که مطالعات گسترده نشان مي دهد که کانالهاي ارتباطي ديگر نظير انتشارات، کنفرانس ها، تعاملات غير رسمي و مشاوره اي و تحقيقات مشترک و قراردادي نسبت به ثبت اختراع از اهميت بيشتري برخوردارند.
از آنجا که هر شکل ساده اي از همکاري ميان دانشگاه و صنعت تمامي اهداف مورد نظر را در جهت تحقيق و توسعه تحت پوشش قرار نمي دهد، لازمست که محققان تنها به يک نوع ارتباط بسنده نکنند چرا که با افزايش و گسترش ارتباط با صنعت نه تنها نيازهاي مادي (حاصل از در آمدهاي تحقيقاتي) تامين مي شود بلکه نيازهاي غير مادي ( مثلا رضايتمندي دانشمند از کاربردي شدن تحقيقش) نيز قابل تامين است. به عنوان مثال مشاوره ها با آنکه در آمدزا هستند اما دسترسي به تسهيلات و مهارت هاي صنعتي کمتري دارند در مقابل در تحقيقات مشترک محققان امکان پيدا مي کنند که دسترسي بيشتري به امکانات صنعتي داشته باشند. ذکر اين نکته نيز ضروري است که توزيع انتقال دانش و ارتباط دانشگاه و صنعت در ميان اساتيد دانشگاه به ميزان قابل توجهي داراي چولگي است به اين معني که تعداد کمي از محققان دانشگاهي داراي ارتباط وسيعي با صنعت هستند.
با افزايش تعاملات ميان دانشگاه و صنعت، اطلاعات به روز مي شود، راههاي دستيابي دانشجويان و دانشکده به صنعت فراهم شده و راه حل هاي مشخص تري در جهت حل مشکلات موجود به دست مي آيد. از طرفي درآمد هاي تحقيقاتي ناشي از ارتباط با صنعت افزايش يافته، تحقيقات کاربردي شده، دستيابي به تسهيلات و مهارتهاي صنعت فراهم شده و امکان دسترسي به اخبار و اطلاعات مربوط به مشکلات صنعت فراهم مي گردد.
در اين مطالعه انواع مختلف کانالهاي ارتباطي ميان دانشگاه و صنعت که با هدف انتقال دانش صورت مي گيرد مورد بررسي قرار گرفته و مولفه هاي زير ساختي موثر در ارتباط محققان و اساتيد دانشگاهي با صنعت مورد بحث قرار مي گيرد.

طبقه بندي تعاملات دانشگاه-صنعت در گروههاي مشخص و متمايز
 اين مطالعه به اهميت انواع تعاملات رسمي (نظير قرار دادهاي ميان دانشگاه و صنعت) و شبکه هاي غير رسمي نظير ديدارها و کنفرانس ها پرداخته و بر حسب تعداد تکرار ارتباط 9 فعاليت متفاوت در 5 گروه مختلف طبقه بندي شده اند.


اين 5 گروه اصلي عبارتند از:
1- کنفرانس ها و ملاقات هايي که حمايت کننده هاي ماليشان صنعت است.
2- تحقيقات قراردادي و مشاوره ها که با اهداف مشخص و توافقات رسمي انجام
مي شود.
3- تاسيس شرکت هاي جديد با تسهيلات فيزيکي در دانشگاه بمنظور سرمايه گذاري در صنعت که از طرف دانشگاه مورد حمايت قرار مي گيرد.
4- ارتباطات آموزشي که يا شامل تحقيقات مشترک دانشگاه و صنعت است که توسط دانشجويان دکترا شکل مي گيرد و يا با هدف آموزش کارکناني است که در دوره هاي آموزشي دانشگاه ثبت نام کرده اند.
5- تحقيقات مشترک مشتمل بر تحقيقات رسمي که منجر به همکاري دانشگاه و صنعت مي شود.

مطالعات گسترده آماري در اين 5 گروه و 9 فعاليت ذکر شده حاکي از آنست که کنفرانس ها و جلسات غيررسمي، بالاترين سطح ارتباط دانشگاه و صنعت را دارا هستند. وسعت تحقيقات قراردادي و مشاوره اي نيز در سطح دوم فراواني قرار دارد بطوريکه حدود 56% از محققان دانشگاهي حداقل يکبار آنرا تجربه کرده اند. در حالي که فرآيندهاي زايشي و ساخت تسهيلات فيزيکي نظير شرکت هاي کوچک تاسيس شده در دانشگاه و آزمايشگاههاي جديد از نظر تکرار و فراواني در مقام آخر قرار دارند.
در اين راستا 3 مولفه مهم اعم از رشته هاي مختلف دانشگاهي، منطقه تحت مطالعه و دپارتمان دانشگاهي و ميزان اثر گذاري آنها در افزايش يا کاهش ميزان فعاليت نيز مورد بررسي قرار گرفته است:
1- تفاوت بر حسب رشته مورد مطالعه:
نتايج نشان مي دهد که سطح ارتباط دانشگاه و صنعت متاثر از نوع رشته ي مورد مطالعه است به گونه اي که رياضيات نسبت به بقيه رشته ها از درگيري و تعامل کمتري برخوردار است. بنابراين مي توان نتيجه گرفت که بر حسب رشته هاي کاربردي و پايه ميزان تعامل ميان دانشگاه و صنعت تغيير مي کند، اما نمي توان به قطعيت رسيد به طوريکه رشته شيمي همپاي ديگر رشته هاي مهندسي داراي ارتباطات مشترک بيشتري نسبت به علوم ديگر نظير فيزيک و رياضي است و رشته مهندسي کامپيوتر بر خلاف انتظار در سطح رشته فيزيک داراي همکاري هاي مشترک مي باشد. در رابطه با فرآيندهاي ثبت اختراع و ايجاد تسهيلات فيزيکي و شرکت هاي کوچک دانشگاهي، مهندسي برق و الکترونيک حائز بالاترين رتبه بوده و رياضيات کمترين رتبه را به خود اختصاص داده است.

2- تفاوت بر حسب مناطق مختلف:
 با مطالعه مناطق مختلف و اثر گذاري آنها بر روي فعاليت هاي مشترک مورد مطالعه تفاوت قابل ملاحظه اي در ميان مناطق مختلف مشاهده نشده است به طوري که در هر مکاني که امکان دسترسي به شريکان و همکاران صنعتي وجود داشته باشد، محققان دانشگاهي در يکي از 5 گروه مشخص شده ارتباطات مشارکتي دارند.

3- تفاوت بر حسب دپارتمان دانشگاهي:
درآمدهاي تحقيقاتي محققان و افزايش درآمدهاي تحقيقاتي دپارتمان حاکي از آنست که ارتباطات دانشگاه- صنعت به طور قويي تحت تاثير ويژگيهاي دپارتماني است.
با مطالعه مناطق مختلف و اثر گذاري آنها بر روي فعاليت هاي مشترک مورد مطالعه تفاوت قابل ملاحظه اي در ميان مناطق مختلف مشاهده نشده است به طوري که در هر مکاني که امکان دسترسي به شريکان و همکاران صنعتي وجود داشته باشد، محققان دانشگاهي در يکي از 5 گروه مشخص شده ارتباطات مشارکتي دارند.

مولفه هاي موثر در موفقيت تعاملات محققان دانشگاهي با شريکان صنعتي
تحقيقات گذشته حاکي از آنست که در ارتباط ميان دانشگاه و صنعت و عوامل موثر در ميزان موفقيت اين مشارکت، يا از منظر واحد صنعتي درگير با دانشگاه و يا از منظر دانشگاه و دپارتمان دانشگاهي مطالعه و بحث شده است و ويژگيهاي فردي محقق بعنوان واحدي مجزا براي تحليل و بررسي دقيق تر موضوع مورد توجه قرار نگرفته است. اين مساله از اين نظر مهم است که با توجه بيشتر به اين فاکتور بعنوان عاملي تاثير گذار، سطح آگاهي در زمينه ويژگيهاي فردي شخص محقق و علت علاقمندي او به فعاليتهاي مشارکتي به منظور طراحي دقيق تر سياست هاي مناسب و با هدف انتقال صحيح دانش از دانشگاه به صنعت افزايش مي يابد.

اکنون اثرات نسبي دو فاکتور نهادي (دانشگاه و دپارتمان) و ويژگيهاي فردي محقق بعنوان عاملي تاثير گذار در تعاملات وسيعتر با شريکان صنعتي را مدنظر قرار مي دهيم.
1- ويژگيهاي دانشگاهي (جهت گيري هاي اقتصادي دانشگاه)
مطالعات نشان مي دهد که تمايز گذاري ميان دانشگاهها و ميزان درجه بندي آنها ارتباط مستقيمي با ميزان ارتباطات محققان دانشگاهي با صنعت و جهت گيري اقتصادي محققان دانشگاهي دارد. از طرفي جهت گيري اقتصادي دانشگاه به هيئت پايه گذار دانشگاه و تکنولوژيي که تجارب دانشگاهي را منتقل مي کند نيز مرتبط است.
در اين مطالعه تاثير دو ساختار متفاوت دانشگاه در ارتباط با صنعت مورد بررسي قرار گرفته و ميزان تاثير گذاري هر کدام مورد توجه است: آيا هيئت پايه گذار دانشگاه بر اساس پشتيباني توسعه منطقه اي بنا شده است؟ ( مانند ساختار تشکيلاتي دانشگاههاي پلي تکنيک) و يا سياست گذاري هاي دانشگاههاي قديمي در ارتباط با صنعت به سمت فعاليت هاي انتقال تکنولوژي گام برداشته داشته و بخشي از بودجه تحقيقاتي دانشگاه توسط صنعت تامين مي شود؟ از اين حيث دو متغير از منظر ارتباط با صنعت مورد توجه مي باشد. اولين متغير بر اساس درآمدهاي تحقيقاتي بدست آمده از ارتباط با صنعت تعريف مي شود: سهم درآمد تحقيقاتي حاصل از صنعت به درآمد تحقيقاتي کل و دومين متغير بيانگر اين است که آيا موسسه با ساختار تشکيلاتي پلي تکنيک بنا شده است (موسسات آموزشي وجود دارند که در سال 1992به وضعيت دانشگاهي ارتقاء يافته اند و به طور سنتي کمتر تحقيق محور هستند و نسبت به دانشگاههاي قديمي تر بيشتر در جهت توسعه منطقه اي گام بر مي دارند).
تحليل هاي آماري در ارتباط با ويژگيهاي دانشگاهي نشان مي دهد که در رشته هاي کاربردي، محققان دانشگاهي که سود اقتصادي بيشتري از درآمد تحقيقي از صنعت مي برند، تکرار فعاليتشان در يک گروه خاص بيشتر است، در حاليکه محققان در ساختار پلي تکنيکي در رشته هاي پايه، نسبت به دانشگاههاي با ساختار سنتي در طيف وسيعتر و کانالهاي ارتباطي بيشتري از تقابل با صنعت هستند.

2-ويژگيهاي دپارتمان:
 مطالعات نشانگر آنست که فرصتهاي ايجاد شده توسط دپارتمان بر روي گرايش محقق به ايجاد شبکه اي گسترده با کاربران تحقيقات آنها اثري مثبت دارد. همچنين کميت منابع تحقيقاتي و کيفيت تحقيق در ميان ويژگيهاي دپارتمان، حائز بيشترين محرک ارتباطي با صنعت است، بگونه اي که افزايش کيفيت تحقيقاتي دپارتمان، اين ارتباط را در سالهاي آتي تحت تاثير قرار مي دهد. کميت و مقياس منابع يا بر حسب پرسنل تحقيقاتي و يا درآمد تحقيقاتي دانشگاه بعنوان شرط لازم براي جذب علاقمندي محققان در تعامل با صنعت تلقي مي شود. برخي محققان نمودار U شکل را ميان اندازه دپارتمان دانشگاه و ميزان ارتباط با صنعت پيشنهاد داده اند به اين معنا که دپارتمان در مقياس متوسط نسبت به دپارتمان کوچک و بزرگ داراي کمترين تعامل است. با در نظر گرفتن مجموعه دانشگاه بعنوان واحدي کل، حجم درآمد تحقيقاتي انباشته شده حاصل از صنعت در سطح دپارتمان حاکي از آنست که تحقيقات با نيازهاي صنعتي مرتبط بوده و اين پل ارتباطي از طريق دپارتمان دانشگاه زده مي شود. حجم درآمدهاي تحقيقاتي مرتبط با صنعت براي هر کارمند چه از نظر نوع ارتباط و چه از منظر تکرار آن اثر مثبت و قابل ملاحظه اي دارد. منابع مختلف درآمدهاي تحقيقاتي در دپارتمان مثلا مراجع عمومي و تجاري مختلف مي تواند نشانگر تاثير مهم تعامل با صنعت باشد. در ميان عوامل موثر در ويژگيهاي دپارتمان، کيفيت منابع تحقيقاتي دپارتمان نيز حائز اهميت است. همچنين تحليل هاي آماري نشان مي دهد که عضو بک دپارتمان قوي دانشگاهي بودن، اثري بر روي نزديکي ارتباط دانشگاه با صنعت ندارد، اگرچه محققان در دپارتمان هاي با کيفيت پايين تر در رشته هاي کاربردي در گستره وسيعتري از ارتباط با صنعت هستند.

3-ويژگيهاي فردي:
3 فرضيه در رابطه با اين مولفه مورد نظر است: 1-در حاليکه ويژگيهاي سازماني، محرک مؤثري براي اساتيد دانشگاه در ارتباط با صنعت هستند، بنظر مي رسد که رفتار هاي کارآفرينانه با ويژگيهاي فردي محققان نيز ارتباط تنگاتنگي دارد. 2- با توجه به ويژگيهاي فردي نظير سن و درجه علمي اساتيد مي توان ارتباطي ميان خط مشي تحقيقاتي و رغبت به تعامل با صنعت با توجه به ويژگيهاي ذکر شده در نظر گرفت.3- محققان دانشگاهي در گروههاي علمي مشابه، فعاليت هاي مشابهي را دنبال مي کنند و لذا سعي بر آنست که وسعتي که در آن الگوهاي همکاري در ميان رشته هاي مختلف تغيير مي کند مورد آزمايش قرار بگيرد. بر اين اساس مولفه هاي زير مورد توجه است:
• تعداد انتشارات مشترک بدست آمده از ارتباط دانشگاه با صنعت
• ميانگين تعداد گرنت هاي حاصل از ارتباط با صنعت براي محققان
• ميانگين تعداد گرنت هاي حاصل از تحقيقات غير مشترک با صنعت
• سن محققان دانشگاهي
• درجه علمي استاد دانشگاه
 تحليل هاي آماري در ارتباط با ويژگيهاي فردي محققان حاکي از آنست که تعداد انتشارات مشترک و گرنت هاي بدست آمده از همکاري با صنعت چه از نظر نوع کانال ارتباطي و چه تعداد تکرار فعاليت در سالهاي متمادي اثر قابل ملاحظه اي دارد. همچنين تاثير گرنت هاي حاصل از همکاري در همه رشته ها يکسان است، اما تعداد انتشارات مشترک در رشته هاي کاربردي بمراتب کمتر از رشته هاي نظري است. بعلاوه در تمام نمونه هاي مورد تحقيق در رشته هاي کاربردي، محققان جوانتر مشارکت بيشتري در انواع مختلف ارتباط و تعداد تکرار آن دارند و درجه علمي استاد نيز در افزايش ارتباط با صنعت، اثري مثبت و قابل ملاحظه دارد.

نتيجه:
در مقاله حاضر 5 نوع فعاليت موثر در موفقيت ارتباط دانشگاه با صنعت مورد توجه و بحث قرار گرفته است:
1- ايجاد تسهيلات فيزيکي جديد و فرآيندهاي زايشي
2- تحقيقات قرار دادي و مشاوره اي
3- تحقيقات مشترک
4- آموزش
5- کنفرانس ها و ديدارها
در سوال مورد نظر، در 4 تا از 5 گروه ذکر شده بيش از 40% از پاسخ دهندگان حداقل يکبار در اين فعاليتها مشارکت داشته اند.
به طور کلي سطح تعامل رشته هاي مهندسي نسبت به علوم پايه بيشتر است و نسبت محققان درگير با صنعت در رشته هاي مختلف تغيير مي کند. همچنين ارتباط ميان دانشگاه و صنعت در مناطق مختلف انگلستان به طور يکنواختي پراکنده شده است. نتايج نشان مي دهد که در نوع تعامل و تکرار آن، خصوصيات فردي بيشترين اثر را نسبت به ويژگيهاي دپارتماني و دانشگاهي داشته و تجربيات گذشته حاصل از تعاملات مشترک نقش مهم و تعيين کننده اي در ادامه فعاليتهاي مشترک آتي دارد. درجه علمي اساتيد اثر قابل توجهي بر روي انواع مختلف ارتباط با صنعت دارد طوري که اساتيدي که در موقعيت خود جا افتاده اند تمايل بيشتري به همکاري هاي مشترک دارند، اگر چه با در نظر گرفتن تمامي شرايط مساوي براي دو نفر، شخص جوانتر تمايل بيشتري از خود نشان مي دهد که اين مسئله ناشي از انگيزه محققان جوان به شهرت بيشتر در مراحل اوليه خط مشي شان است. با اين وجود، تحقيقات متضمن اين نيست که فضاي موسساتي نقش فرعي در شکل دهي نوع و تناسب تعاملات در ميان محققان دارد و مي توان از آن بعنوان يک مولفه ميانجي ياد کرد.

پيشنهادات:
 از آنجا که سرمايه گذاري انحصاري بر روي ثبت اختراع و تجاري کردن تحقيقات در دانشگاه ممکن است اثري منفي بر روي ديگر کانالهاي ارتباطي داشته باشد، هر چند که ممکن است از نظر اقتصادي کمتر مشهود باشند و به طور مساوي و يا حتي بيشتر (از هر دو منظر نوع تعامل تکرار) حائز اهميت هستند، پشتيباني انواع کانالهاي ارتباطي بعنوان راهي براي ترکيب علم و تکنولوژي نسبت به تمرکز تنها بر روي فعاليت بازرگاني مفيد تر است، البته اين مسئله منوط به اين است که سياستها بر اساس تشويق فعاليت انتقال دانش مسيري موفق را طي کنند. همچنين مجموعه وسيعي از کانالهاي ارتباطي در جهت قدرتمند کردن ويژگيها و توانمندي هاي فردي محققان و ترکيب علم و تکنولوژي
مي تواند موثرتر و با دوام تر باشد.
سياستهايي که به طور اساسي رويکردي به سمت دانشگاهها دارند اثر محدودي در تشويق تعامل ميان دانشگاه و صنعت دارند، مگر اينکه بر روي ويژگيهاي فردي محققان سرمايه گذاري شود. لذا بايستي ويژگيهاي مشترک محققاني که به طور فعالي با صنعت درگير هستند شناسايي شده و تحقيقات آينده در اين راستا و با هدف ايجاد شبکه پايداري از محققان پايه ريزي شود. همچنين مهمترين سازوکارهاي انگيزه دهنده به محققان براي ارتباط با صنعت همراه با فاکتور هاي موثر در شکل دهي توسعه مهارتهاي جمعي دانشگاه و صنعت براي فيصله دادن به تعارضات موجود ميان تحقيقات دانشگاهي و فعاليت هاي تجاري بايد مورد مطالعه بيشتري قرار گيرد.

*کارشناس ارشد سازه هاي آبي


منبع:
D’Este P, Patel  P. University–industry linkages in the UK: What are the factors underlying the variety of interactions with industry? Research Policy. 2007;36(9):1295-1313.
 
< قبل   بعد >

سال سوم
شماره بيست و دوم
دیماه هشتاد و هشت
این‌شماره:علم سنجی
شماره آینده:نوبل 2009

 
قاف
کافه علم
top of page

  

© %۱۳۸۸ قاف
Joomla! is Free Software released under the GNU/GPL License.