خانه
مقالات
جستجو
درباره قاف
تماس با ما
آرشیو
کافه علم
ارسال مقالات
قافیه بازان
قاف بیستم ماههای زوج به روز می شود.
برای اشتراک ماهنامه از فرم عضویت سایت استفاده نمایید.





فراموش كردن رمز
ثبت نام نكرده ايد؟ ثبت نام
پیوندها

کمیته پژوهشهای دانشجویان/ستاد پرورش استعدادهای علمی دانشجویان/عصیان/نوروواچ/یک پزشک/از زندگی/باشگاه/فصلنامه ذهن/هفت سنگ/چهره های ماندگار/شبکه علمی کشور/کانون تفکر شریف/ایده بازار/تحلیلگران تکنولوژی ایران/اندیشکده صنعت و فناوری/وبلاگ کمیته پژوهشهای دانشجویان پزشکی اصفهان 

 
چاپ پست الكترونيكي

بررسي روند اتصال دانشگاههاي امروز به صنعت فردا  ميلاد مهرآرام* This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

مقدمه
اين روزها هر مقاله يا مجله و روزنامه اي را که ورق زده شود اگر صحبت از وضعيت صنعت در آنها نباشد بي شک از وضعيت علمي جوانان کشور  سخنان فراواني بيان شده که همه مصدق اين مطلب هستند که هزينه هاي زيادي لازم است بپردازيم تا به قشر جوان ما و آينده ي علمي اين جامعه با دستي پر از دانشگاه خارج شود.در روزگاري که داشتن سرمايه براي شروع فعاليت اقتصادي کاري بس دشوار است،داشتن تخصص براي داشتن شغلي مناسب از اهميتي دوچندان برخوردار مي شود.چه بهتر آنکه اين تخصص با کمترين هزينه بدست آيد.
در جامعه اي که ما آن را رو به پيشرفت مي ناميم الگوبرداري از مدل هاي رشد کشورهاي پيشرفته شايد بهترين رويکرد براي بدست آوردن دانش و تخصص با کمترين هزينه ي ممکن خواهد بود.لزوم برنامه ريزي براي آينده امري مسلم و آينده نگرانه است.

نگاهي به وضعيت موجود:
دغدغه اي که امروزه صنعت ما با آن به طور مستمر دست و پنجه نرم مي کند تربيت نکردن نيروهاي متخصص و مجرب است.نيروي متخصص را مي توان فردي درنظر گرفت که با داشتن اطلاعات تئوري مناسب همراه با تجربه ي عملي لازم در صنعت پا به اين عرصه مهم مي-گذارد.با يک نگاه ساده مي توان گفت که اين فرد مي تواند اطلاعات تئوري لازم را در محيط دانشگاه با گذراندن واحدهاي درسي بدست آورد ولي بزرگترين معضل جامعه ي ما درست در بخش دوم يعني تجربه ي عملي مي باشد.در اين سالها شاهد بوديم که نظام آموزش دانشگاهي ما در بخش تجربه عملي فقط به بخش هايي مانند بخش علوم پزشکي،علوم انساني و علومي از اين طيف بهاي داده است.بطور مثال شما اگر  يک دانشجوي رشته ي پزشکي باشيد پس ازچهار سال گذراندن علوم پايه مابقي آموزشهاي لازم را به صورت عملي در محيط هاي تخصصي مي گذرانيد.بعد از پايان تحصيلات دانشگاهي هم به علت اينکه اين علوم با سرعتي خيره کننده در حال به روز شدن است، شخص مجبور است ارتباط خود را با دانشگاه حفظ نمايد.
ولي دانشجوي فني و مهندسي پس از گذراندن يکي دو ترم دروس پايه به حجم انبوهي از دروس تخصصي مي  رسد که متاسفانه به علل مختلفي مثل خشک بودن مطالب،اين دروس تخصصي بدون علاقه مندي گذرانده مي شوند.غير از چند واحد کارگاهي که آنها هم نه از طرف دانشجو و نه از طرف اساتيد جدي گرفته نمي شود جايي براي تمرين صنعت گري وجود ندارد.تنها کورسوي اميدي که وجود دارد واحدي به نام کارآموزي است که اگر دانشجو نخواهد به خود زحمتي بدهد با چند امضاي مسئول واحد صنعتي مربوطه مسئله ختم خواهد شد.
دانشگاهها علاوه‌ بر كمك‌ در تشخيص‌ معايب‌ و نارسائيهاي‌ علمي‌ صنايع، در انتقال‌ درست‌ تكنيك‌ها و يافته‌هاي‌ صنايع‌ كشورهاي‌ پيشرفته‌ نيز مي‌توانند ايفاي‌ نقش‌ كنند و طرح‌ علمي‌ درستي‌ براي‌ توسعه‌ صنايع‌ كشور ارائه‌ دهند.
در كشورهاي‌ توسعه‌نيافته‌ به‌ دليل‌ آنكه‌ صنعت‌ و دانشگاه‌ هر دو نهاد وارداتي‌ هستند، مسايل‌ پيچيده‌تر است. درحالي‌ كه‌ در كشورهاي‌ پيشرفته، توسعه‌ دانشگاه‌ و صنعت‌ از يكديگر تاثير پذيرفته‌اند و نقش‌ تكاملي‌ داشته‌اند.
تربيت نکردن افراد متخصص ضربه ي بزرگي نيز به روند توليد علم در صنعت کشور خواهد زد.وقتى كارى مى تواند توليد علم باشد كه آن توليد در خدمت جامعه قرار بگيرد. بنابراين وقتى توليد علم در خدمت جامعه قرار بگيرد، وظيفه و رسالت سوم دانشگاه يعنى اشاعه، انتشار و نشر علم تحقق يافته است، اما تا زمانى كه بودجه دانشگاه را از فروش نفت تأمين مى كنيم مشكل صنعت و دانشگاه حل نخواهد شد. چون دانشگاه خودش را نيازمند صنعت نمى داند و هزينه هايش را از طريق بودجه دولتى تأمين مى كند و كارى به صنعت ندارد و صنعت هم در چنين وضعيتى راه خودش را طى مى كند. در حقيقت الآن دانشگاه موظف است بر مبناى بودجه اى كه از دولت مى گيرد تعداد معينى دانشجو بپذيرد و تربيت كند.
توليد علم در جامعه و توسعه پايدار در بخش صنعت لازمه ي تحولهاي اصولي است.
امروز جهان مترقى از ارتباط اين دو بخش بهره هاى وافرى برده است در حالى كه در كشور ما فقط به تشكيل دفاتر «ارتباط دانشگاه با صنعت» در بعضى وزارتخانه ها و البته در تمامى دانشگاه ها بسنده شده است.
 ديگر سخن اين كه نمى توان نقش توسعه فناورى را در بسط و گسترش دانايى، توانايى و توليد ثروت انكار كرد. گفته مى شود سه چهارم انجام هر كارى با ابزار و ماشين ميسر است ولى نقش يك چهارمى نيروى انسانى ماهر و متخصص را كه با تمامى آن سه چهارم برابرى مى كند، نه تنها نمى توان ناديده انگاشت بلكه بايد اذعان كرد، توان مهارتى نيروى انسانى موجبات تعالى صنعت را نيز فراهم مى سازد. دانشگاه ها علاوه بر انتقال دانش روز جهان، وظيفه توليد دانش را هم برعهده دارند و البته توسعه و جهانى شدن بدون ورود به عرصه تعامل علم و صنعت، بسى مشكل مى نمايد. تعامل صنعت با دانشگاه در جهت كاربردى شدن علوم بازخورد مثبتى دارد. نزديكى صنعت و دانشگاه، دانش روز و نوين را در جامعه نهادينه و كاربردى مى سازد. لازم به ذكر است از هيچ منظرى، تنها ناظر بر تحولات دنياى امروز بودن و افسوس خوردن، به سود كشور نيست. لازمه هر تحولى ايجاد و اجراى طرح هاى اصولى است و استفاده از هر ايده جديدى مى تواند گامى در جهت تعالى هر جامعه رو به رشدى باشد.

علم آموزي در يک آموزش دانشگاهي مؤثر:
لازم است براي توليد علم در ابتدا علم آموزي موثر را در کشور نهادينه بکنيم.ويژگي اصلي آموزش دانشگاهي،فعاليتهاي آموزشي است که در زندگي تحصيلي بکار رود.کارايي فعاليتهاي آموزشي با موفقيتهاي علمي دانشجويان سنجيده مي شود.

شرح يکي از وظايف آموزش

ويژگي يک آموزش تمام عيار را مي توان چنين بيان کرد:
1.آموزش به عنوان مزکر و بيشترين تکرار براي فعاليتهاي آکادميک مطرح باشد.
2.کانون آموزش در بعضي مواقع يک تکرار بسيار زياد و شايد هم نقش تحقيقات تحليل برنده مي کند قرار مي گيرد که اين اهميت بسيار زيادي در افزايش کيفيت آموزش مي تواند داشته باشد.
3.تقابل با صنعت باعث راهنمايي در گرايش  هاي فردي مي شود.(بصورت شخصي باعث تهييج هاي فردي خواهد شد.).
در حقيقت اقدامات آکادميک فقط زماني ويژگيهايي دارند که نيازهاي جامعه را به شکل خوب و کافي مرتفع کنند که:
- که وضوح و روابط پايدار براي تعيين صلاحيت افراد در بازار کار وجود داشته باشد.
- نياز مبرمي به S&T جديد يا مناسب براي نشان دادن مشکلات جديد در نياز اجنماعي وجود نداشته باشد.

نقش تعامل دانشگاه و صنعت در توسعه ي پايدار:
زماني اجداد ما زمينهاي کشاورزي خود را با ساده ترين ابزار و آلات کشاورزي شخم مي زدند و با بهر گيري از ساده ترين ابزار و روش ها محصولات خود را به بهترين شکل ممکن برداشت مي کردند.امروزه نيز هرچند به ظاهر ابزار وآلات کشاورزي و همچنين شيوه هاي پرورش محصولات دگرگون شده با اين حال به جرات ميتوان گفت که همه ي اين فن آوري ها ريشه در همان تاريخ گذشتگان دارد.گذشتگان ما صنايع امروزي را به شکل ابتدايي طرح ريزي مي-کردند،محصول توليد مي نمودند و با مبادله ي آن با ساير افراد جامعه زندگي را مي-گذارندند.که در حال حاضر نيز اين فرآيند به شکل گسترده تر و با استفاده از امکانات و تجهيزات پيشرفته تر صورت مي گيرد.
بدون ترديد دانشگاه و مراکز آموزش عالي نيز ريشه در زندگي جمعي بشر داشته و همانگونه که تبادل انديشه ها و تجارب موجب اختراعات شگرف و عظيمي همچون خط ، الفبا،کتابت و...گرديده،تاسيس دانشگاه نيز ريشه در اين انديشه دارد که نوع بشر از گذشته دور همواره در تلاش بوده است که انديشه ها و تجارب خود را به شکل سازماندهي شده انتقال دهد.
از زمان اولين انقلاب علمي در سال 1543 توسعه اي مهم و حياتي در علم و تکنولوژي بوجود آمد.پس از انقلاب صنعتي بود که توسعه ي بوجود آمده در انقلاب علمي شکل تحول-گرا به خود گرفت و باعث پيشرفت در عرصه ي آموزش شد.
يکي از مهمترين ره آوردهاي انقلاب صنعتي،توسعه و گسترش روزافزون صنايع،دولت ها وادار شدند به منظور تامين نيروي انساني متخصص،تلاش بيشتري در اين راستا داشته باشند.رشد فزاينده صنايع و کارخانجات کوچک و بزرگ و نياز مبرم به نيروي انساني کارآمد و متخصص زمينه اي فراهم کرد تا کشورهاي مختلف بنا به ضرورت در تاسيس دانشگاههاي بزرگ و معتبر سرمايه گذاري نمايند بگونه اي که در حال حاضر نيز اکثر دانشگاههاي بزرگ و معتبر جهان در کشورهايي واقع شده اند که به نوعي صنعتي شدن را زودتر از ديگران تجربه کرده اند.
با اين اوصاف براي تعامل و ارتباط صنعت و دانشگاه در راه دستيابي به توسعه ي پايدار، بايد سه کارکرد مهم در وظايف دانشگاه گنجانده شود.1.توليد علم-2-انتقال علم-3- اشاعه ي علم
پس انساني که مولد علم است،منتقل کننده و اشاعه دهنده ي علم است و در عين حال هدف و محور توسعه ي جامعه است نقش تعيين کننده را برعهده خواهد داشت.لذا آموزش و تربيت،حياتي ترين منبع براي بشريت و رشد و کمال انسان محسوب مي شود.بنابراين رشد و گسترش آموزش نيروي انساني در کشورها به ويژه کشورهاي توسعه نيافته،بايد به عنوان نقطه ي آغازين در مسير توسعه تلقي گردد.
در راه دستيابي به توسعه ي پايدار،آموزش عالي بايد به اين نکات توجه داشته باشد:
1.تربيت نيروي انساني متخصص و کارآمد
2.تلاش در مسير توليد علم،انتقال و اشاعه علم و دانش
3.همگام نمودن تئوري و عمل به هنگام آموزش نيروي انساني
4.همگام شدن با تحولات جهاني با تکيه بر فن آوري ها
5. تکيه بر انجام تحقيقات و پژوهشهاي کاربردي 
6.قرارگرفتن در مسير توسعه با توجه به نيازهاي جامعه
7.برقراري ارتباط با صنعت و ارائه نتايج حاصل از تحقيقات و پژوهشهاي دانشگاهي به بخش صنعت
8.شناخت نيازهاي آتي و تربيت نيروي انساني لازم در اين راستا
9.ارتباط جهاني با ساير مراکز آموزش عالي در جهان و تبادل انديشه ها و تجارب
10.حمايت از طرحهاي تحقيقاتي با تاکيد بر کابردي بودن آنها

با فرض اينکه دانشگاه و آموزش عالي تمام تلاش و همت خود را بکار بندد آنگاه تازه مسؤليتهاي بس بزرگ بر عهده ي صنعت کشور خواهد افتاد که عبارتند از:
1.بهره گيري از نيروي انساني متخصص و کارآمد دانشگاهي و مراکز آموزش عالي
2.استفاده از نتايج تحقيقات و پژوهشهاي دانشگاه و دانش آموختگان دانشگاهي براي توسعه ي کالا و خدمات بهتر
3.بهر ه گيري از توان علمي دانشگاهيان در اجراي پروژه هاي صنعتي
4.انجام فعاليت هاي مشترک پژوهشي و تحقيقات با مراکز دانشگاهي
به اين عوامل ذکر شده شايد بتوان فرصت دادن به جوانان در جهت کسب تجربه و تخصص در محيط هايي که کسب تجربه کمترين ضرر را به صنعت کشور مي زند،را نيزاضافه کرد.

نقش اطلاعات و داده پردازي در توسعه:
اطلاعات در دنياي امروز صنعت بدين جهت داراي اهميت بسيار است که داشتن داده ي صحيح و اطلاعات به معناي بهبود کميت و کيفيت،کاهش زمان توليد،سودهي بيشتر و در نتيجه بهره وري است.
از آنجا که محرک اصلي تحقيقات علمي،توليد است.حال آنچه که براي داشتن اطلاعات بسيار حائز اهميت خواهد بود مديريت اطلاعات است. مديريت اطلاعات در سالهاي اخير به يکي از موضوعات داغ ولي علمي سازمانها تبديل شده است.

بهره وري از توليد علم:
علم خواص زيادي داردکه شناسه ي اقتصادي آن به عنوان شناسه هاي درجه ي عمومي و در حالت بهره هاي عمومي است .سودهاي قابل توجهي وقتي که علم تقسيم شود وجود خواهد داشت.علم يک استفاده ي تهي شونده مفرط نيست اما بجاي آن شبيه غني بودني است که افراد اجازه دارند به آن دسترسي داشته باشند،استفاده کنندو آن را توسعه و بهبود ببخشند.علم بعضي مواقع در فعاليتهايي که انگيزش در سرتا سر آن وجود دارد توليد مي شود.اين فرآيند آموزش همراه با عمل کردن،همراه با خيلي از مفاهيم توليد علم،بوجود آوردن بعضي خدمات با استفاده از تجهيزات اتفاق مي افتد.علم چسبنده است.براي مثال سختي و هزينه بري جابجايي از يک بخش به يک بخش ديگر. مخصوصاً اگر مفهوم دورتري از يک مفهوم مستقيم تدوين شده باشد.
اگرچه علم به عنوان يک بهره ي عمومي شناخته مي شود،توليد،نشر و استفاده از توليد به معناي مرسوم توليدات نيست.در نتيجه مفهوم بهره وري از توليد علم نمي تواند به عنوان علمي استفاده شود.(توليدات صنعتي،توليدات کشاورزي و...)
بهره وري در توليد علم با پژوهش،توسعه،خلاقيت،نشر و کاربرد علم مشخص و تعيين مي-گردد.
مشکلاتي در اندازه گيري بهره وري در توليد علم بخاطر مشخصه هاي توليد علم و کاربرد آن وجود دارد اما انجام يک آناليز کيفي براي ما امکان پذير خواهد بود.
مقياس هاي اقتصادي زيادي بصورت موثر در توليد علم وجود دارند.بنابراين اين يک خط مشي مؤثر براي بهبود، بهره وري با افزايش ورودي R&D  است.بعلاوه،توليد علم با توليد توليدات مرسوم بسيار متفاوت است.توليد علم به منابع طبيعي بستگي ندارد.بنابراين بهره وري در توليد علم با توصيف منابع انساني مشخص مي شود.

اثر متقابل بين روابط بين ظرفيت علمي و وضعيت اقتصادي يک کشور:
تا هنگامي که علم هميشه در قلب توسعه ي اقتصادي ست گواه آن خواهد بود که ظرفيت توليد و استفاده از علم روشنگر بيشتري براي بيان کردن وضعيت جاري رفاه اقتصادي يا نرخ رشد است.
عوامل تعيين کننده  ي موفقيت در ثبات و اقتصاد ملي بيشتر از هر ظرفيتي در توليد علم و استفاده از آن وابسته هستند.در يک نتيجه گيري کوتاه مي توان گفت:ابداعات و تغيير تکنولوژي بيشتر از پيش کانون کارآمدي اقتصاد هستند.

توسعه ي صنعتي در پناه علم و تکنولوژي:
تحقيق و توسعه(R&D)کار خلاقي است که به طور منظم براي افزايش ذخيره ي علمي و دانش فني و نيز استفاده از اين دانش در اختراع و طرح کاربردي جديد انجام مي شود.
جهت ايجاد واحد R&D در صنايع بايد بدانيم:
1.انتظارات از واحد R&D چيست؟
2.جايگاه سازماني واحد R&D چيست؟
3.منابع مالي مورد نياز واحد R&D چگونه تأمين مي شود؟
و...
آنچه ما از R&D در صنعت ميخواهيم توليد علم يا بهر ه برداري بهتر از يک علم مي باشد         .اين امري پذيرفته شده است که عوامل متعددي بر روي توليد علم يک سيستم تاثير دارد.اين عوامل فکري مهم براي شکل دادن مسير علم توليد شده و جمع آوري شده هزينه هاي R&D و مجموع تعداد پژوهشگران و سيستمهاي حمايتي دولتي نوع آوري هاي سيستم هاي ملي و مذهبي و مثل آن هستند.ولي بين آنها هزينه هاي R&D و مجموع تعداد پژوهشگران قابل توجه هستند 2فاکتور مهم است زيرا در يک وسعت خاص آنها مي توانند تاثير مجموع آنها بر عوامل ديگر بازتاب کند.

نتيجه:
در عصر حاضر هرگز نمي توان ضرورت ارتباط صنعت و دانشگاه را ناديده گرفت و دست به کتمان نقش اين دو نهاد در توسعه ي پايدار زد.چرا که تعامل و ارتباط بهينه و بهره گيري از توانمندي هاي يکديگر،رشد و توسعه ي جامعه را به همراه دارد.
توسعه ي پايدار زماني امکان پذير است که متضمن عدالت اجتماعي براي افراد جهان در شرايط فعلي حفظ منابع طبيعي براي آيندگان باشد و در حقيقت زماني مي توان ادعاي دستيابي به توسعه ي پايدار را داشت که آحاد شهروندان يک جامعه با توجه به توانايي ها و قابليت هايشان از شرايط يکسان و برابر براي رسيدن به عدالت اجتماعي برخوردار باشند و از سوي ديگر بگونه اي عمل شود که حق استفاده از منابع براي آيندگان نيز محفوظ باشد.
حال براي رسيدن به اين اهداف و در طي مسير جهاني شدن بيش از پيش نقش انکارناپذير دانشگاهها و دانشجويان براي  رسيدن به فردايي بهتر به چشمم مي خورد.بديهي است براي توانمند کردن دانشجويان بايد فکري آينده نگر و سازمان دهي شده براي تعيين معيارهاي آموزش مناسب و صحيح و تربيت نسل آينده ي پژوهشگران در کشور بايد داشت و همچنين استفاده ي درست از سيستم هاي R&Dمي تواند ما را در افزايش و توليد علم بيش از گذشته ياري نمايد.
در پايان آنچه قابل بيان است،اينکه دانشگاه و صنعت زماني مي توانند به فرآيند صنعت کمک کنند که در يک تعامل و ارتباط منطقي،نيازهاي يکديگر را فراهم ساخته و از سوي ديگر با بهره گيري از توانمندي هاي يکديگر جامعه را به سمت رشد و توسعه حرکت دهند.

*دانشجوي کارشناسي صنايع گرايش توليد صنعتي دانشگاه آزاداسلامي نجف آباد


منابع:
1. شجاعي محمدرضا. موانع تعامل دانشگاه و صنعت در ايران. روزنامه ايران. شماره3073، صفحه گفتگو،21 آبان 1384.
2. حائري اميد. واحدهاي تحقيق و توسعه،حلقه هاي زنجيره تحقيقات ملي. ماهنامه تاوا. شماره26، تيرماه 1385.
3. ترکيان تبار منصور. تعامل و ارتباط صنعت و دانشگاه در راه دستيابي به توسعه  پايدار. ماهنامه تاوا. شماره26، تيرماه 1385.
4. Sonny Yuliar,Noorsalam Rahman Nganro, Leonie T.Wiyati. Enhancing the university-industry government relationship via enriching scholarly endeavor. Institute for Research and Societal Empowerment (LPPM),Bandung Institute of technology (ITB).
5. Jiang Zhaohualiu Zeyuan, Zhao Wei. Dynamic model of knowledge growth of the OECD Countries and knowledge capacities measuring. Institute of Science Studies and Management of Science and Technology, Dalian University of Technology,Dalian, 116023, China.
 
< قبل   بعد >

سال سوم
شماره بيست و دوم
دیماه هشتاد و هشت
این‌شماره:علم سنجی
شماره آینده:نوبل 2009

 
قاف
کافه علم
top of page

  

© %۱۳۸۸ قاف
Joomla! is Free Software released under the GNU/GPL License.