|
زنان و علم: نگرشها و هويت علمي / فضه غلامرضا کاشي*
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
"هويت علمي" و "نگرش نسبت به علم" دو مفهوم كليدي جامعه شناسي علم هستند كه در صورت واكاوي عميق مي توانند راه گشاي پاسخ به بسياري از سوالات باشند. نيز با توضيحاتي كه در ادامه خواهيم آورد؛ اهميت اين دو مفهوم در آسيب شناسي اجتماع علمي ايران مخصوصا دستگاه آموزش علمي روشن خواهد شد. هويت، پاسخي است که به سوال "من کيستم؟" داده مي شود. فرد با پاسخ دادن به اين سوال «خود»ش را باز مي نماياند. پاسخهاي اين سوال، اولويتهاي اين پاسخها و احساساتي که در کنار اين پاسخها (افتخار و احترام يا سرخوردگي و غيره) بازنموده مي شوند، نمايشگر هويت شخص مي باشد. هويت شخصي داراي مولفه هاي متفاوتي از قبيل هويت قوميتي، جنسيتي، ملي، شغلي، فرهنگي و بالاخره علمي است. پرسش از هويت علمي، سوال از آن است که مولفه "علم و کنش علمي" در ساختار هويتي فرد چه جايگاهي دارد و چه نقشي ايفا مي کند، که چقدر وجه علمي فرد مي تواند موجب شناسايي او باشد. اين مفهوم مي تواند به عنوان شاخص خوبي براي ميزان درگيري تك تك اعضاي جامعه علمي با مفهوم علم، كار علمي و غيره به کار رود. به اين معني هر چه مولفه هويت علمي در ميان مولفه هاي سازنده هويت فرد اهل علم ( دانشجو، دانشمند، آموزگار علم) نقش محوري تري ايفا كند، مي توانيم اميدوار باشيم تكاپو براي رشد علمي در فرد جدي تر خواهد بود. هر چه فرد بيشتر «خودش» و هويتش را با مولفه هاي علمي تعريف كند، بيشتر مي توان اميدوار شد كه او كنشهاي علمي بيشتر، عميقتر و دقيقتري انجام دهد. و بيشتر مي توان اميدوار بود كه بازار علم، مشتري خودش را حفظ كند و از دست ندهد. از ديگر سو، نگرش نسبت به كار علمي مي تواند تاثير اساسي بر مفهوم هويت علمي داشته باشد. اينكه به علم در جامعه و به خصوص در دستگاه آموزش و پژوهش چگونه نگريسته مي شود مي تواند جهت و ميزان برجستگي مولفه هويت علمي را در تعريف هويت مشخص بسازد. در اين يادداشت كه بر اساس نتايج يك مطالعه پيمايشي نوشته شده، دو مفهوم اساسي هويت علمي و نگرش نسبت به كار علمي با تكيه بر متغير جنسيت مورد بررسي قرار گرفته است. اين تحقيق پايلوت به منظور كسب اطلاعات اوليه براي انجام يك پيمايش گسترده تر انجام گرفته، و مي كوشد به بررسي هويت علمي پاسخگويان، نگرش آنان نسبت به كار علمي زنان و ارتباط اين دو مولفه با يكديگر بپردازد. در اين يادداشت تنها به ارائه گزارشي از دو متغير مي پردازيم و به علت کمبود وقت، بررسي ارتباط آن دو را به فرصت ديگري موکول مي کنيم. مفاهيم اساسي الف: هويت علمي: مفهوم هويت مفهومي لغزنده و به شدت متنوع است و برحسب زمان و مکان تغييرات اساسي پيدا مي کند؛ طوري كه به دست دادن تعريف دقيق و عملياتي از آن بسيار پيچيده است. در اين جا ما از مدلي که توسط کارلون و جانسون در سال 2007 براساس يک مطالعه موردي بر روي دانشمندان زن رنگين پوست در امريکا تدوين شده استفاده مي کنيم(1). اين دو محقق اشاره مي کنند که هويت علمي از منظر آنان 3 جنبه اساسي دارد: 1.صلاحيت و شايستگي competence 2.عملکرد performance 3.شناسايي، تصديق recognition در واقع شخصي داراي هويت علمي قوي اي است که متخصص و کاردان باشد، دانش انبوه و درک خوبي از محتواي علمي حوزه تخصصي خود داشته باشد، توانايي استفاده از ابزارهاي علمي حوزه تخصصي خود را داشته باشد (براي مثال استفاده از ابزارهاي علمي، سلاست و رواني در بحث و گفتگوهاي علمي و توانايي گفتگو در زمينه هاي رسمي و غيررسمي علمي)، در ضمن خودش را به عنوان يک فرد علمي بشناسد و به وسيله ديگران نيز به عنوان يک انسان علمي شناخته بشود. با توجه به اينكه سنجش بعد صلاحيت و شايستگي علمي از حوصله و توان ابزار اندازه گيري پرسشنامه خارج است، ترجيح داديم اين بعد را مورد مطالعه قرار ندهيم. در مقابل، بعد هويتي ديگري وجود دارد كه در هويت علمي دانشجويان اهميت پيدا مي کند اما در مدل كارلون و جانسون غايب است؛ و آن بعد "اعتبار و اهميت علم" يا "نگرش نسبت به علم" است. از آنجا كه جانسون و كارلون مطالعه خود را بر روي زنان دانشمند متمركز كرده اند و همه پاسخگويان آنها حداقل داراي درجه دكترا بوده اند منطقي است كه نگرش غالب پاسخگويان نسبت به علم مثبت باشد. اما يک سوال اساسي از شکل گيري هويت علمي در دانشجو آن است که تا چد حد يک دانشجو پس از سپري کردن چند نيمسال تحصيلي در دانشگاه به علم علاقمند شده، تا چه اندازه به آن احترام مي گذارد، براي آن اعتبار و حيثيت اجتماعي قائل است و تا چه مقدار آرمان و آرزوهاي خود را در فضاي علمي جستجو مي کند. بنابراين ما با انجام دادن جرح و تعديلي در مدل کارلون و جانسون، مدل هويت علمي خود را به شکل زير تدوين کرديم: 1.عملکرد علمي 2.بازشناسي 3.نگرش نسبت به علم نتايج: پاسخگويان اين طرح 30 نفر از دانشجويان كارشناسي دانشگاه تهران بوده اند و از ميان افراد در دسترس در دو گروه رشته هاي فني و رشته هاي علوم انساني انتخاب شده اند. 53.6% از پاسخگويان زن و 46.4% مرد ؛ 50% از رشته هاي فني و 50% از رشته هاي انساني بوده اند. 1. عملکرد علمي: اين بعد با شاخصهايي نظير ميزان مطالعه کتابهاي علمي، مجلات تخصصي، بازديد از سايتهاي علمي، شرکت در کنفرانسها، داشتن ارتباطات علمي و داشتن تاليفات علمي سنجيده شده است. نتايج به شرح زير است:
| عملکرد علمي | فراواني | درصد فراواني | درصد تجمعي | | خيلي ضعيف | 7 | 9/25 | 9/25 | | متوسط ضعيف | 13 | 1/48 | 74 | | متوسط قوي | 6 | 2/22 | 2/96 | | خيلي قوي | 1 | 7/3 | 0/100 | | کل | 27 | 0/100 | |
جدول1: ميزان عملکرد علمي پاسخگويان 2. بازشناسي: اين بعد از هويت عموما دو بخش دارد: بازشناسي توسط ديگران و بازشناسي توسط خود فرد. سنجش اين موضوع که ديگران تا چه حد فرد را به عنوان يک فرد اهل علم مي شناسند، به ابزار پژوهشي ديگري غير از پرسشنامه نياز دارد اما براي سنجش اينکه چقدر فرد خودش را به عنوان فرد علمي مي شناسد، و چقدر مايل است که خودش را با اين مولفه هويتي معرفي کند، از دو سوال زير استفاده شده است: •اگر قرار باشد تنها با يک عبارت خود را معرفي کنيد، ترجيح مي دهيد از کداميک از عبارتهاي زير استفاده کنيد؟
| | فراواني | درصد فراواني | | يک مسلمانم( هويت ديني) | 7 | 25 | | يک فرد دانشگاهي هستم(هويت علمي) | 8 | 6/28 | | يک زن يا يک مرد هستم( هويت جنسيتي) | 2 | 1/7 | | يک ايراني هستم( هويت ملي) | 11 | 3/39 | | کل | 28 | 0/100 |
جدول 2: بازشناسي علمي در پاسخگويان(1) نکته: هيچيک از پاسخگويان هويت قومي را به عنوان اولين مولفه هويتي خود برنگزيده اند. همچنانکه درجدول ديده مي شود 28.6% از پاسخگويان مولفه هويت علمي را انتخاب کرده اند. در مقابل، 71.4% از پاسخگويان مولفه هاي ديگري را براي بيان خود برگزيده اند.
•اگر قرار باشد با 5 عبارت بالا خود را معرفي کنيد، به ترتيب از کدام عبارتها استفاده خواهيد کرد؟ جدول زير براي انتخابهاي اول تهيه شده است، بدين قرار 19.2% از پاسخگويان هويت علمي را به عنوان گزينه اول و 15.4% هويت علمي را به عنوان انتخاب دوم خود برگزيده اند(جدول انتخاب دوم در ضميمه موجود است). در مجموع 34.6% از پاسخگويان هويت علمي را به عنوان انتخاب اول يا دوم خود برگزيده اند. مي توان گقت براي بيش از ثلث پاسخگويان مولفه هويت علمي از اهميت اساسي در ساختار هويتي برخوردار است. | | فراواني | درصد فراواني | | يک مسلمانم( هويت ديني) | 6 | 1/23 | | يک فرد دانشگاهي هستم(هويت علمي) | 5 | 2/19 | | يک زن يا يک مرد هستم( هويت جنسيتي) | 7 | 9/26 | | يک ايراني هستم( هويت ملي) | 4 | 4/15 | | يک فارس، ترک، لر، بلوچ و يا ... هستم(هويت قومي) | 4 | 4/15 | | کل | 26 | 0/100 |
جدول 3: بازشناسي علمي در پاسخگويان(2) 3. گرايش به علم: مولفه گرايش به علم با شاخصهايي چون ميزان علاقه به رشته، شغل مطلوب خود فرد و شغل مطلوب همسر فرد در آينده و چند عبارت زير سنجيده شده است. عبارتهاي زير ميزان اهميت و نحوه نگرش پاسخگو به علم را در بستر فرهنگ ايراني مي سنجند: • به نظر من بهتر است در درجه اول، آدم با استادي درس انتخاب کند که خوب نمره مي دهد. • به نظر من داشتن يک کار پردرآمد بهتر از ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر از کارشناسي است. • به نظر من انجام يک ازدواج موفق، بهتر از ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر از کارشناسي است. • من در انتخاب واحد بيشتر از آنکه به خوب نمره دادن استاد توجه کنم، به کيفيت کلاس او اهميت مي دهم. 59.3% از پاسخگويان در برابر اين سوال که " اگر امکان انتخاب آزادانه داشته باشيد، کداميک از مشاغل زير را به عنوان شغل مطلوب خود انتخاب مي کنيد؟" گزينه استادي دانشگاه و محقق را انتخاب کرده اند. مقايسه گرايش حدود 60% از پاسخگويان به اتخاذ مشاغل علمي با درصد افراد داراي عملکرد علمي متوسط قوي و قوي (25%) و درصد افرادي که هويت علمي براي آنان اهميت اساسي دارد(30%) ما را دچار سردرگمي مي کند. يک تبيين احتمالي بر مبناي مطالعات بين المللي مربوط مي شود به منزلت اجتماعي بالاي شغل استادي دانشگاه در مقايسه با ديگر مشاغل تخصصي. به نظر مي رسد بتوان اين تفاوت فاحش را به منزلت شغلي بالاي اينگونه مشاغل نسبت داد(2). از طرف ديگر گرايش به شغل تدريس و تحقيق بدون شکل گيري ملزومات آن (داشتن عملکرد مکفي علمي) مي تواند پرسشهاي بسياري در زمينه فرهنگ محيط علمي مطرح سازد. به نظر مي رسد ما با اعضايي از جامعه علمي روبرو هستيم که مايلند کار علمي انجام بدهند اما لزومي نمي بينند در اين زمينه تلاش زيادي به کار ببندند. همچنين 37% از پاسخگويان ترجيح مي دهند همسرشان شغل استادي دانشگاه يا تحقيق را انتخاب کند. به طور کلي نتايج سنجش بعد گرايش به علم به ترتيب زير است: | گرايش به علم | فراواني | درصد فراواني | درصد تجمعي | | گرايش پايين | 6 | 2/22 | 2/19 | | گرايش متوسط | 14 | 85/51 | 05/74 | | گرايش بالا | 7 | 92/25 | 0/100 | | کل | 27 | 0/100 |
جدول4: ميزان گرايش به علم در ميان پاسخگويان همچنانکه ديده مي شود حدود 74% از پاسخگويان گرايش متوسط و پاييني نسبت به علم داشته اند و حدود 26% نيز داراي گرايش زيادي به علم بوده اند. ب: نگرش نسبت به کار علمي زنان « پژوهشهاي انجام شده در همه سطوح نشان مي دهد که رساله يا گزارشي که نام دختري بر آن است نسبت به رساله ي ديگري که نام پسري بر آن است نمره کمتري مي گيرد. در پژوهشهايي که در مورد تهيه ي مدارک رسمي انجام شده، معلوم شده مدارکي که توسط پسرها تهيه مي شود جدي تر از مدارک تهيه شده از طرف دختران تلقي مي گردد.»(3) مطالعات گسترده خارجي نشان مي دهند که ارزشهاي غالب بر محيطهاي علمي که در طول زمان دراز شکل گرفته اند عمدتا مبتني برهنجارهاي مردانه سفيدپوست است، اين هنجارها زمينه را براي حضور موثر زنان و غيرسفيدپوستان نامساعد مي کنند و به طور سيستماتيک باعث کناره گيري، انزوا و ضعف گروههاي اقليت مي شوند (1). در ايران احتمالا مي توان معادل قومي "فارس زبانان" را جايگزين سفيدپوستان کرد. با توجه به اينکه زبان فارسي زبان مادري بخشي از ايرانيان است، و بقيه جمعيت به زباني به جز فارسي تکلم مي کنند، احتمالا يکي از اساسي ترين موانع در برابر ورود اقليتهاي قومي به سازمان علم، مساله زبان است. در واقع کودک بلوچ يا کرد يا ترک و غيره برخلاف کودک فارس زبان در بدو ورود به مدرسه با دو معضل روبروست، يکي يادگيري دروس و ديگري يادگيري زبان. به همين ترتيب زنان در ورود به محيطهاي علمي با معضل تطبيق با هنجارهاي مردانه روبه رو هستند. اغلب هنجارهايي که جامعه آنها را براي زنان مطلوب مي پندارد در فضاي علمي خريداري ندارند و به آنها به ديده تمسخر نگريسته مي شود. اين مطالعات بيان مي کنند به رغم آنکه ادعا مي شود ساختار دانشگاهي براساس مريتوکراسي(شايسته سالاري) بنا شده و دانشمندان ارشد بهترين و تواناترين داوطلبان را براي مشاغل دانشگاهي استخدام مي کند، در واقع هنجارهاي مردانه بر سير رشد و انتخاب و ارتقاي زنان اهل علم تاثير مي گذارند و سوگيري هاي موجود در فضاي علمي راه را براي زنان سد مي کنند. در اين بخش درصدد بوديم که بدانيم واقعا چه نگرشي نسبت به کار علمي زنان در محيط علم ايراني وجود دارد، تبعيضات گذشته تا حد پايدارند و اقدامات انجام گرفته در جهت بهبود اوضاع زنان تا چه اندازه توانسته اند تغييرات فرهنگي ايجاد کنند. نگرش نسبت به کار علمي زنان با يک طيف نگرش سنج ليکرتي سنجيده شده است. گويه هاي(عبارتهاي) طيف عبارتند از: • ادامه تحصيل زنان در مقاطع بالا، تا جايي مطلوب است که موجب سستي نهاد خانواده نشود. • زنها در کارهاي مربوط به خانه داري و بچه داري تواناتر از کارهاي علمي هستند. • مردها براي کار علمي ذهن منطقي تر و منسجمتري نسبت به زنان دارند. • مردها اغلب پزشکان، مهندسان و اساتيد بهتري از زنان هستند. نتايج به شرح زير است: | نگرش نسبت به کار علمي زنان | فراواني | درصد فراواني | درصد تجمعي | | نگرش نامساعد | 7 | 25 | 25 | | نگرش مساعد | 10 | 7/35 | 7/60 | | نگرش کاملا مساعد | 11 | 3/39 | 0/100 | | کل | 27 | 0/100 |
جدول 5: نگرش نسبت به کار علمي زنان 25% از پاسخگويان نسبت به کار علمي زنان نگرشي نامساعد دارند. 35.7% نگرش مساعد و 39.3% نگرش کاملا مساعد دارند.
فرجام: تکنولوژيهاي ارتباطي گسترده، افزايش دانش و توسعه دموکراتيزاسيون علمي، سياسي و فرهنگي در کنار ضعف نهادهاي ايجاد شده در دوره مدرن راه گشاي ظهور ايده هاي دوره پست مدرن شد که سعي کردند به جاي متمرکز شدن بر ساختارهاي بزرگ نيم نگاهي هم بر کنشگران منفرد و گروههاي اقليت بيندازند. رشد سازمانهاي غيردولتي و انواع گروههاي حمايت از محيط زيست، محرومان، اقليتهاي جنسيتي، قومي، ديني و نژادي و اقدامات مثبت آنها در جهت بهبود وضعيت زندگي و عادلانه کردن جوامع، توجه جامعه شناسان را در همه حوزه ها به «فرد»، ويژگيهاي او و کارکردش در جامعه جلب کرد. ازينرو در سالهاي اخير روز به روز بر اهميت مفاهيمي چون «هويت»، «خود self» و اقدام براي احقاق حقوق اقليتها افزوده شده است. موضوع اساسي متن بالا ارتباط ميان فرد مدرن، هويت شخصي او، حضورش در عرصه علم و نگاهش به حضور زنان در علم است. به نظر مي رسد به جز بررسي مداوم ساختارها که به شکلي دست و پا شکسته در آسيب شناسي جامعه علمي ايراني انجام مي شود واکاوي فرد و هويت علمي او مي تواند در حل بحرانهاي اين عرصه مفيد فايده افتد. همچنين بررسي مداوم نگرشهاي فردي نسبت به زواياي مختلف علم مي تواند راهگشاي انجام اقدامات اصلاحي باشد. نگارنده در بخشهايي از اين مقال در کنار مساله زنان نيم نگاهي به مساله «اقليتهاي قومي و نژادي در فضاي علمي ايران» انداخت. اميد آنکه همکاران عزيز «قاف» از اين مهم، غافل نشوند و در اولين فرصت کميت و کيفيت حضور يا عدم حضور گروههاي اقليت را در فضاي دانشگاهي ايران مورد بررسي قرار دهند، به اميد روزي که هيچ کس، به سبب جنسيت، قوميت يا نژادش از باليدن و شکوفايي محروم نگردد. *دانشجوي کارشناسي ارشد جامعه شناسي دانشگاه تهران منابع: 1- Heidi B, Carlone,1 Angela. Understanding the Science Experiences of Successful Women of Color:Science Identity as an Analytic Lens،. Journal of Research In Science Teaching (2007) 44(8). 2- ملوين تامين، جامعه شناسي قشربندي و نابرابريهاي اجتماعي، عبدالحسين نيک گهر، تهران، نشر توتيا، چاپ سوم 1381، ص 62. 3- دفتر مطالعات و برنامه ريزي فرهنگي و اجتماعي معاونت فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، زن، دانشگاه، فرداي بهتر، مجموعه مقالات و گزارشهاي کنگره ي «زن، دانشگاه، فرداي بهتر»، چاپ اول، آذر 79، ص 43. |